است و براى بيمارىهاى سينه ، سرفه ، ورمهاى نزلهاى و زكام نافع است و خاصيت مسهلى دارد . اخلاط فاسدشده و بلغمى و سوداوى را رفع مىكند و براى بيمارىهاى كبدى و طحال و مجارى ادرار نافع و مفيد است . اگر مقدارى از برگ و سرشاخههاى گلدار خشك آن را ساييده و با آب عسل بهطور ساده و يا به صورت مربّا با شكر و عسل تهيه و مقدارى از آن را كه حدود 5 گرم اسطوخودوس در آن باشد ، هر شب تا مدتى بخورند براى رعشه و سرگيجه و تقويت ذهن ، حافظه ، رفع فراموشى ، صرع ، وسواسهاى سوداوى ، ماليخوليا ، سستى ، تشنج ، خوابرفتگى اعضا ، پريدن ناگهانى بعضى از اعضا و رفع غم و اندوه مفيد است . اگر اسطوخودوس با عاقرقرحا و سكبينج خورده شود براى صرع مفيد است و همچنين اگر آن را با گوشت حنظل مخلوط نموده و بخورند كه استفراغ آورد و سالى چند مرتبه اين كار تكرار شود كه تنقيهء خوبى از معده شود براى صرعهاى بلغمى و سوداوى مفيد است . روىهمرفته حكماى طب سنتى اسطوخودوس را جاروى دماغ مىدانند كه دماغ را از تمام فضولات بلغمى تميز مىكند و گرفتگىها را باز مىنمايد و مقوى همه قوا مىباشد . توصيهء ديگر اين است كه اسطوخودوس 1 واحد ، گشنيز 3 / 1 واحد ، مرزنجوش 4 / 1 واحد ، مصطكى 6 / 1 واحد ، هليله كابلى 6 / 1 واحد و كندر 6 / 1 واحد . اينها را مخلوط كنند و بجوشانند و قبل از خواب بياشامند ( مقدار خوراك در هربار آنقدر باشد كه در حدود 5 گرم اسطوخودوس خورده شود ) و مدتى اين كار را ادامه دهند براى رفع نزله و سنگينى شنوايى و ضعف قوهء ديد چشم و تنگى نفس بسيار مفيد است .
توصيه ديگر اين است كه 2 واحد اسطوخودوس و يك واحد ريشهء كبر را با عسل مخلوط نموده و بخورند و براى برودت معده و بواسير نافع است و با سكنجبين و نمك هندى مسهل بسيار قوى مىباشد . ضماد آن براى دردهاى مفاصل مفيد است و اگر اسطوخودوس را با آويشن و تخم كرفس بجوشانند و با دواى مسهل بخورند براى رفع دلپيچه مفيد است .
اسطوخودوس براى اشخاص صفراوىمزاج مضرّ و عطشآور است و ايجاد آشفتگى مىنمايد از اين نظر بايد با سكنجبين خورده شود . براى ريه مضّر است از اين نظر بايد با كتيرا و صمغ عربى خورده شود . مقدار خوراك آن 5 گرم و حد اكثر 20 گرم است .
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 217
مساهمون: حسين مير حيدر
ص٢١٧