تانبول الف ) گل
و براى تسكين سرفههاى سخت روى حلق مىبندند [ فاكس ] . و يا برگهاى خردشدهء آن را گرم كرده و با روغن زيتون مخلوط نموده و به صورت روغن ماليدنى به ناحيهء شكم بچه در موارد ناراحتىهاى شكم مىمالند [ كوئىزمبينگ و والنزوئلا ] . از شيرهء برگها و يا از برگهاى خردشده نيز در تهيهء داروهايى براى التيام زخمها بويژه زخمهاى بينى ، كورك و جوش استفاده مىكنند [ بركيل و هانيف ] .
اسانس روغنى فرّار آن كه عمدتا چاويكول است ، خاصيت باكترىكشى دارد و براى معالجهء ناراحتىهاى مخاط بينى و حلق نافع است [ واناستىنيس - كروزمان ] .
تانبول از نظر طبيعت طبق نظر حكماى طب سنتى ايران معتدل است و نوعى از آن كه برگش داراى بوى قرنفل است و برگهاى آن خيلى بزرگ ، نازك و لطيف مىباشد ، گرم و خشك است . از نظر خواص معتقدند كه مفرح ، اشتهاآور ، مقوى معده ، كبد ، دماغ ، دل ، حافظه و فهم مىباشد . خوردن برگهاى آن حافظه را زياد مىكند و مدر است و جويدن آن براى رفع رطوبتهاى دهان ، لثه ، استحكام و تقويت دندان ، خوشبو كردن دهان ، تسكين عطش كاذب ، گرسنگى ، صاف كردن صدا ، رفع تنگى نفس ، سرفهء سرد رطوبى ، تقويت معده و هاضمه نافع است ، خصوصا اگر با فوفل و دانهء هل مصرف شود . ضماد برگ آن جراحتها را التيام مىدهد و اگر برگ خردكرده آن را گرم كرده و به بيضه ببندند براى قطع نزول آب در بيضه مفيد است و اگر پس از دو سه
معارف گياهى ( فارسى ) — صفحة 307
مساهمون: حسين مير حيدر
ص٣٠٧