نام لاتين گشنيز ( كورياندر ) از لغت يونانى
Korio
منشأ گرفته است و معناى آن بدبو و داراى بويى شبيه سن يا كنه نامطبوع است . علت آن اين است كه ميوهء سبز گشنيز در حالت سبزى و نارس و شاخ و برگ آن داراى بوى نامطبوعى مىباشد ولى پس از رسيدن و خشك شدن بوى نامطبوع آن زايل مىشود و عطر مطبوعى پيدا مىكند .
ميوهء رسيدهء گشنيز مدور به قطر حدود 5 / 0 سانتىمتر است و رنگ آن قهوهاى مايل به زرد و كمى صورتى است .
گياه گشنيز بومى جنوب اروپا و مناطق مديترانهاى است و در اسيا نيز انتشار دارد .
در ايران در كرمانشاه ، آبادان ، تبريز ، كرمان ، بلوچستان ، و در بوشهر و برازجان مىرويد .
گشنيز بهطور پرورشى در اغلب مناطق دنيا ، امريكا ، اروپا ، آسيا و افريقا كاشته مىشود در ايران نيز در اكثر مناطق كاشته مىشود و به بازار عرضه مىگردد .
گشنيز از گياهان قديم است كه از روزگاران كهن مورد شناخت بشر بوده و مصرىها و مردمان عهد عتيق از 1550 سال قبل از ميلاد آن را به عنوان دارو مصرف مىكردهاند .
در نوشتههاى
Ebers papyrus
آمده است كه بقراط در حدود 400 سال قبل از ميلاد و ساير اطبا همعصر بقراط گشنيز را به عنوان دارو براى معالجه بيمارىها تجويز مىكردهاند . در سال 812 پس از ميلاد به دستور شارلمانى گشنيز در مزارع سلطنتى در اروپاى مركزى كاشته شده است . در قرونوسطى به عنوان داروى عشق مصرف مىشده و در داستان هزار و يك شب از آن به عنوان محرك قواى جنسى ياد شده است .
تركيبات شيميايى
از نظر تركيبات شيميايى در ميوهء خشك گشنيز در حدود 1 - 5 / 0 درصد اسانس روغنى به رنگ زرد روشن وجود دارد كه از طريق تقطير ميوهء خشك استخراج مىشود .
اسانس گشنيز در تماس با پوست بدن ، پوست را تحريك مىكند . بهطورى كه يكى از گزارشهاى مطالعات تجزيهء شيميايى نشان مىدهد اسانس گشنيز داراى كورياندرول « 1 » است . در برگهاى تازهء گشنيز در حدود 012 / 0 درصد اكساليك اسيد و 172 / 0 درصد كلسيم وجود دارد و در برگهاى خشك آن 85 % درصد اكساليك اسيد و 23 / 1 درصد كلسيم يافت مىشود . به علاوه برگهاى آن منبع غنى
هامش
( 1 ) .Coriandrol