تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
يك پديده‌ى مادى و جسمانى بداند ، يك پديده‌ى روحانى مىشمارد و مىگويد : خواب نوعى قبض روح و جدايى روح از بدن است ، اما نه جدايى كامل . به اين ترتيب هنگام خواب ، به فرمان خداوند پرتو روح از بدن برچيده مىشود و جز شعاع كم‌رنگى از آن بر بدن نمىتابد . دستگاه درك و شعور از كار مىافتد و انسان از حس و حركت بازمىماند ، هرچند قسمتى از فعاليتهايى كه براى ادامه‌ى حيات او ضرورت دارد ، مانند ضربان قلب ، گردش خون ، فعاليت دستگاه‌ى تنفس و تغذيه ، ادامه مىيابد . همچنين از اين آيه‌ى شريفه استفاده مىشود كه انسان تركيبى از روح و بدن است و روح گوهرى است كه ملاك شخصيت واقعى انسان است . جاودانگى انسان به واسطه‌ى جاودانگى او است و ارتباط آن با بدن مايه‌ى حيات بدن است ، از نظر مقام و مرتبه‌ى وجودى روح در افقى ما فوق افق ماده قرار گرفته است . روح هرچند محصول تكامل جوهرى طبيعت است ، اما طبيعت وقتى در اثر تكامل جوهرى به روح تبديل مىشود ، افق وجوديش و مقام و مرتبه‌ى واقعيش عوض مىشود و در سطح بالاترى قرار مىگيرد ؛ يعنى از جنس عالمى ديگر مىشود كه عالم ماوراى طبيعت است و خداوند به هنگام مرگ ، رابطه‌ى روح و بدن را قطع مىكند و روح را به نشئه‌اى كه از سنخ و نشئه‌ى روح است منتقل مىسازد ؛ به تعبير ديگر ، در هنگام مرگ ، آن حقيقت ما فوق مادى بازستانده و تحويل گرفته مىشود و روح به عالم ارواح منتقل مىگردد .
قرآن و طب ( فارسى ) — صفحة 432 | محسن عباس نژاد