خلقت انسان اوليه و نظريهى تكامل داروين :
پيدايش انسان در روى كره خاكى و قبل از آن پيدايش گياهان و حيوانات هميشه يكى از مطالب سؤالانگيز بشر بوده است كه در پى يافتن پاسخى صحيح بدان بوده است .
در كتاب مقدس ( تورات ) و در قرآن كريم ، مطالب و آياتى وجود دارد كه نوعى پاسخ به اين پرسش بشر بوده است .
در عصر جديد و در پى پيشرفتهاى علوم زيست شناسى و پيدايش نظريههاى لامارك ( 1744 - 1829 م ) و چارلز داروين ( 1809 - 1882 م ) بازار اين بحث گرمتر شد . و عالمان دين و دانشمندان علوم تجربى هركدام به نقد و بررسى ديدگاههاى يكديگر پرداختند .
در بين مسلمانان گروهى طرفدار نظريهى تكامل ( ترانسفورميسم ) شدند و به برخى از آيات قرآن استدلال كردند و برخى ديگر نيز طرفدار نظريهى ثبات انواع ( فيكسيسم ) شدند و به برخى ديگر از آيات قرآن استدلال كردند . و حتى برخى آيات را ( كه ظاهرا موافق نظريهى تكامل است ) دليل اعجاز علمى قرآن دانستهاند . ما در اين نوشتار بر آن نيستيم تا نظريهى تكامل يا ثبات انواع را رد و اثبات كنيم و يا تعيين كنيم كه كدام نظر صحيح است چرا كه اين مباحث از حوزهى بحث ما خارج است و خود يك كتاب مستقل را مىطلبد .
ما در اينجا به نقل قول دو طرف و استدلال آنها به آيات قرآن اشاره مىكنيم و آنها را مورد نقد و بررسى قرار مىدهيم .
تذكر : در اين بحث ترجمهى آيات قرآن را معمولا از كتابهايى كه خواستهاند اين آيات را به نفع يا ضرر يك نظريه تفسير كنند آوردهايم و لذا اين ترجمهها ممكن است به نوع خاصى صورت گرفته باشد و مورد تأييد ما نباشد ولى براى تكميل بحث ناچار بوديم از آنها استفاده كنيم .
تاريخچهى بحث تكامل و ديدگاههاى دانشمندان علوم تجربى :
در اينجا ابتدا به تاريخچهى بحث تكامل و سپس تبيين دو نظريهى تكامل ( ترانسفورميسم ) و ثبات انواع ( فيكسيسم ) و سپس به دلايل طرفين اشاراتى خواهيم داشت .
برخى صاحبنظران معتقدند كه :
« موضوع تكامل سالها قبل از ميلاد مسيح « عليه السلام » مطرح بوده و پس از ميلاد نيز بسيارى از دانشمندان عرب و اسلام به انحا مختلف بدان اشاره كردهاند . از مسلمين « فارابى » در « آراى مدينهى فاضله » و « قزوينى » در كتاب « عجائب المخلوقات » و « اخوان الصفا » در « رسالهى دهم » و « ابن مسكويه » در « تهذيب الاخلاق » و « الفوز الاصغر » و « ابن خلدون » و . . . بودهاند » .
پس نظريهى تكامل از ديرزمان به صورتهاى مختلفى در تاريخ علم مطرح بوده است ولى در قرن نوزدهم ميلادى با ظهور لامارك و داروين بحث دربارهى اين مسأله اوج گرفت . « 1 »
هامش
( 1 ) . به نظر مىرسد كه واژهى « تكامل » گاهى در معناى خاص ( تكامل سلسله موجودات از تكسلولى تا انسان ) به كار مىرود كه تكامل انواع ناميده مىشود و موضوع بحث ماست . و گاهى به معناى اعم به كار مىرود ( مثل تكامل جسمى - روحى - معنوى - علمى - تكامل اجتماعى - اخلاقى و . . . ) كه شامل تكامل خاص نيز مىشود . تا قبل از لامارك و داروين ( قرن نوزدهم ميلاد ) تكامل اعم مطرح بوده امّا بعد از اين افراد تكامل اخص مطرح شده است .