بررسى :
در اينجا تذكر چند مطلب لازم است :
1 - دلالت تعبير « من ظهور هم » بر دو برجستگى طناب پشتى جنين كه منشأ لولههاى تناسلى ( تخم و تخمدان ) مرد و زن است ، جاى تأمل است . چرا كه اگر ظاهر لفظ آيه را در نظر بگيريم مىگويد : « ذريهى انسان از پشت و كمر او اخذ شد . » يعنى ظاهر آيه اخذ ذرّيه از پشت . انسان به صورت مستقيم و بالفعل است ( نه بالقوه و منشأ پيدايش ) . در حالى كه ذرّيهى انسان از اسپرم و اوول است كه بالفعل از بيضهها و تخمدان زن خارج مىشوند نه از پشت آنها . و لذا اين ظهور آيه قابل اخذ نيست پس يا بايد عبارت « من ظهورهم » را بر معناى كنايى حمل كنيم و بگوييم مقصود آيه اين است كه « از نسل انسانها » همانطور كه در تعبيرات عرفى مىگوييم : « اين افراد تا هفت پشت فلان هستند » . و مراد نسل بعد نسل است . و لكن اين تعبيرات عرفى فقط در فارسى است و در لغت عرب چنين تعبيرى در مورد « ظهر » نيافتيم .
و يا بگوييم « من » نشويه است و مىخواهد بگويد منشأ پيدايش ذرّيهى انسان پشت او است اگرچه مستقيم و بالفعل اينگونه نيست . بنابراين سخن دكتر پاكنژاد و دكتر قرقوز و دكتر دياب وجهى پيدا مىكند .
2 - آيهى 172 سورهى اعراف در مورد منشأ ذريهى انسان اگر بر طبق احتمالى معنا شود كه دكتر پاك نژاد و دياب و قرقوز معنا كردند مىتواند نوعى رازگويى علمى قرآن باشد . امّا به هيچ وجه دلالتى بر اعجاز علمى قرآن ندارد ، چرا كه :
اولا : در آيهى فوق حد اقل شش احتمال تفسيرى وجود دارد كه سخن اين پزشكان فقط بنا بر احتمال دوم ( ب ) صحيح بود .
ثانيا : در مورد مادهى « ذر » چند ريشهى لغوى ذكر شد . كه باز نكته علمى اين پزشكان محترم بنا بر يك احتمال صحيح بود .
ثالثا : در مورد كلمهى « ظهر » چند احتمال ذكر شد كه تفسير علمى آيه بنا بر يك احتمال صحيح بود .
پس با توجه به احتمالات فوق در آيهى 172 سورهى اعراف نمىتوان يك تفسير را به صورت قطعى به آيه نسبت داد و آن را دليل اعجاز علمى آيهى فوق دانست .
3 - واژهى « صلب » نيز دلالتى بر منشأ پيدايش انسان از پشت افراد ندارد . چرا كه در آيهى 7 سورهى طارق مىخوانيم
يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ
« از بين صلب و ترائب » يعنى منى از بين پشت مرد و دو استخوان ران او ( دستگاه تناسلى او ) بيرون مىآيد .
و تعبير « من بين » مىرساند كه منشأ آب خصوص پشت مرد نيست .
4 - يك اشكال و پاسخ آن : برخى از پزشكان با طرح آيهى 172 سورهى اعراف
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ
اشكالى را مطرح كردهاند كه حاصل آن چنين است :
« پشت حضرت آدم « عليه السلام » جاى اين همهى ذريه را نخواهد داشت . » « 1 »
پاسخ : هرچند كه با توجه به احتمالات تفسيرى آيهى مورد بحث جواب اين اشكال روشن است اما در اينجا تذكر دو مطلب لازم است :
اولا : در آيه سخن از آدم « عليه السلام » نيست بلكه سخن از « بنى آدم » ( نسل آدم ) است .
و ثانيا : سخن از پشت حضرت آدم « عليه السلام » نيست تا به خواهد همهى ذريه او در پشت او جمع شوند بلكه « ظهورهم » ( پشت نسل آدم « عليه السلام » ) در آيه مطرح است . پس به نظر مىرسد كه طرح اشكال به خاطر عدم دقت در خود آيه بوده است .
هامش
( 1 ) . اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 238 .