مىنامند . جنسيت جنين به وسيلهى اين لولههاى تناسلى شناخته مىشود :
اگر مقرر شده كه جنين پسر باشد ، اين دو لوله از هفتهى ششم عمر جنين شروع به ساخت بافتهاى مشابه بافتهاى بيضه مىكنند . و امّا اگر مقرر شده كه جنين دختر باشد اين لولههاى تناسلى از هم متمايز شده تا در هفتهى دهم بافتهايى شبيه بافتهاى تخمدان را تشكيل دهند .
بدينترتيب بيضهها و تخمدانها كه از يك مبدأ يعنى كمر انسان نشأت گرفتهاند به توليد عروسها و دامادها مىپردازند تا از تلاقى آنها بقاى نسل بشر ادامه يابد . و بدينطريق متوجه مىشويم كه چگونه ذرّيه و نسل انسان از پشت او پا به عرصهى هستى مىگذارد و به بيان اعجازآميز قرآن در اين زمينه كه چهارده قرن پيش بيان گرديده واقف مىشويم . » « 1 »
سپس ايشان براى توجيه كلمهى « صلب » در آيهى 7 سورهى طارق متذكر مىشود كه ستون فقرات كمر و استخوان خاجى از نظر عصبى دربرگيرنده مركز تنظيم رفتارهاى جنسى است .
و منطقهى خاص صلب كه مسؤول اين عصبدهى است را بين مهرهى دوازدهم پشتى و مهرهى اوّل و دوّم و سوّم و چهارم خاجى مىداند . « 2 »
2 - دكتر پاكنژاد نيز در مورد آيهى 172 سورهى اعراف مىنويسد :
« تخم و تخمدان هر دو از اوّل خلقت در پشت قرار دارند و پس از چندى ( وقتى جنين در حدود شش ماه دارد ) در جنس نر هر دو پايين كشيده شده در پوستهى بيضه قرار گرفته به وضع عادى درمىآيد . و در جنس ماده نيز مختصر جابجا شده در دو طرف پهلو محاذى لولههاى رحم جايگزين مىشود .
پيدايش نسل و ذرّيه را نيز مىدانيم در اثر روانه شدن و نزديك شدن و سرانجام يكى شدن يكى از دو جزء از جنس نر و ماده ( نطفهى پدر و نطفهى مادر ) صورت خواهد گرفت . اين دو جزء از ابتداى پيدايش پدر و مادر در آنها به وديعت نگهدارى شده و سر انجام به صورت دو جزء توليد مثل ( گامت نر و گامت ماده ) درآمده به هم آميخته جنين را مىسازند و مىدانيم كه گامت ماده و نر يكى به تخمدان و ديگرى به تخم ارتباط دارد . و لذا وقتى قرآن مىفرمايد : « چون پروردگارت از اولاد آدم از پشتشان ذريهى ايشان را گرفت . » « 3 » شايد اشاره به همين مطلب يعنى به محل اوليهى تخم و تخمدان باشد . »
سپس اشاره مىكند كه آيه تفسيرهاى متعددى دارد . « 4 » و در جاى ديگر از همين مطلب ( جاى قرار گرفتن اوليهى بيضه تخمدان در پشت انسان ) براى تفسير آيهى 7 سورهى طارق استفاده مىكند . « 5 »
3 - استاد مكارم شيرازى پس از آنكه شش قول مفسرين را نقل كرده است . ديدگاه دوم « استعدادى كه خداوند در ذرّات نخستين انسان يعنى نطفه و سپس جنين قرار داده تا بتوانند حقيقت توحيد را درك كنند » و پنجم ( زبان حال انسانها بعد از بلوغ و عقل كه به يكتايى خدا اعتراف مىكنند ) را برمىگزيند . و بقيهى ديدگاهها را مورد انتقاد قرار مىدهد . و سپس در توضيح ديدگاه دوم مىنويسند :
« به اين ترتيب « عالم ذر » همان عالم جنين است و سؤال و پاسخ به زبان حال صورت گرفته نه به زبان قال . و اين مطلب شواهد و نظائر زيادى در كلمات عرب و غير عرب دارد . » « 6 »
هامش
( 1 ) - طب در قرآن ، ص 77 تا 78 با تلخيص .
( 2 ) . همان ، ص 31 .
( 3 ) . اعراف / 172 .
( 4 ) . اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 237 تا 238 .
( 5 ) . اولين دانشگاه و آخرين پيامبر ، ج 1 ، ص 240 تا 241 .
( 6 ) . پيام قرآن ، ج 3 ، ص 109 تا 115 .