است كه همهى اجزاى بيمارى در يك حالت مانده و بيمارى پيشرفت نمىكند ( بيشتر نمىشود ) . كاهش بيمارى زمانى است كه بيمارى رو به كاهش است و هر قدر بيشتر كم شود ، پايين آمدن بيشتر معلوم مىشود . به اين چهار مرحله كه مدت بيمارى را نشان مىدهد ، " اوقات كلى " و هريك از اين مراحل جداگانه را " اوقات جزئى " گويند .
* نامگذارى بيمارىها : هر بيمارى با عضوى كه به آن مبتلا است .
نامگذارى مىشود :
- برخى بيمارىها كه مربوط به اندام خاصى هستند ، با نام اندام ذكر مىشود ، مثل : ذات الريه ، ذات الجنب .
- برخى بر اثر تأثيراتى كه دارند نامگذارى مىشوند مانند : بيمارى صرع .
- گاه نام بيمارى متناسب با علت بيمارى است مانند : بيمارى سودايى .
- دستهى ديگر نيز به دليل شباهت بيمارى نامگذارى مىشود مثل : جذام ( داء الاسد ) و پاغر ( داء الفيل ) .
- بيمارىهايى نيز وجود دارند كه نام آنها از نام اوّلين كسى كه به آن مبتلا شده گرفته مىشود مانند : قرحهى طيلانى كه به شخصى به اسم طيلانس منسوب شده است .
- نام برخى از بيمارىها به شهرى كه آن بيمارى در آنجا بسيار اتفاق مىافتد منسوب مىشود ؛ مثل قرحهى بلخى .
- گاهى بيمارى به نام مشهورترين شخصى كه آن را به خوبى معالجه كرده است ، نسبت داده مىشود ؛ مثل قرحه سيروتى .
* حالات بدن از حيث سلامت و عدم سلامت در شش مرحله است .
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: اردكانى
ص٧٢