بيمارى است " . از همين ابتدا معلوم مىشود كه طب سنّتى پيش از آنكه به درمان بيمارىها بپردازد ، بيش از همه بر طب پيشگيرى تأكيد دارد ، بنابراين لازم است تا براى رسيدن به اين اهداف ، ابزارهاى لازم را در اختيار طبيبان و مردم قرار دهد .
در طب سنّتى ايران ، علم طب به دو شاخهى نظرى و عملى تقسيم مىشود . در طب نظرى ، طبيب با مواردى از جمله مزاجها ، خلطها ، نيروهاى بدن ، بيمارىها و عوارض آنها آشنا مىشود . در طب عملى چگونگى به كار بستن دستورالعملها و اطّلاعات طبّى آموخته مىشود كه اين مورد خود ، دو حوزه را شامل مىشود و دو هدف را دنبال مىكند :
1 - " دستور حفظ الصّحه " يعنى اينكه چگونه بدن را در حالت سلامت نگه داريم و اجازه ندهيم خللى در سلامت و تندرستى فرد ايجاد شود .
2 - " دستور چارهسازى " ، يعنى درمان و علاج بيمارىها .
طب سنّتى تمام نيروى خود را براى رسيدن به اين دو هدف صرف مىكند تا بتواند به بهترين نحو ممكن - البتّه با توجّه به امكانات خود - فرد را تندرست و سلامت نگهدارد و اگر از اين تعادل خارج شد ، وى را درمان كند .
از جمله تلاشهايى كه براى دسترسى به هدف اوّل صورت مىگيرد ، بيان دستورات و توصيههايى است كه جامعه با عمل به آنها مىتواند خود را در سطح سلامت مطلوب قرار دهد . يكى از اين موارد " ستّهى ضروريه " يا شش اصل ضرورى براى حفظ سلامت است كه خود از مباحث بسيار ارزشمند طب قديم مىباشد . رعايت ستّهى ضروريه موجب حفظ سلامت ( حفظ الصّحه ) است و تنظيم و تعديل اين شش مورد خود روشى در درمان بيمارىها بوده
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 75
مساهمون: اردكانى
ص٧٥