مىگردد . مانند سردردى كه به خاطر تب باشد و اگر مدّت زيادى ادامه داشته و بيمار را رها نكند ، خود به بيمارى تبديل مىشود .
* براى بدن سه حالت وجود دارد كه عبارتند از تندرستى ، بيمارى و حالت حدّ وسط يعنى حالتى بين تندرستى و بيمارى . تندرستى حالتى است كه بدن انسان از حيث مزاج و تركيب در چنان حالتى باشد كه همهى كنشهاى آن طبيعى باشد . بيمارى ، نقطهى مقابل و مخالف حالت تندرستى است . حالت واسط تندرستى و بيمارى آن است كه در آن نه تندرستى كامل و نه بيمارى كامل براى تن وجود دارد ، مثل تن سالخوردگان ، تازهشفايافتگان و نوزادان ؛ يا اينكه بهبودى و بيمارى در يك زمان باهم هستند ، چنان كه اندامى سالم و اندام ديگر بيمار مىباشد ؛ يا سلامتى و بيمارى در يك اندام بوده ، ولى نوع بيمارى با هم متفاوت مىباشند . مثلا اندام در شكل و هيئت سالم و در اندازه و وضع ناسالم باشد . . .
* بيمارى بر دو نوع است : ساده و مركّب . انواع ساده آن اختلال مزاج و تركيب بدن است . نوع مركّب در اثر اختلاط دو يا چند نابهنجارى است كه باعث يك بيمارى واحد مىشود :
الف - بيمارىهاى ساده كه خود شامل سه دسته هستند :
1 - بيمارى اندامهاى متشابه الاجزا كه عبارتند از بيمارى سوء مزاج .
2 - بيمارى اندامهاى ابزارى ( مثل استخوان و غضروف ) .
3 - بيمارىهايى كه به اندامهاى متشابه الاجزا و اندامهاى ابزارى آسيب مىرساند ، ليكن عارضهاى كه از آنها بر اندام ابزارى رخ مىدهد با عارضهاى كه در اندام متشابه الاجزا به وجود مىآيد متفاوت است . مثلا دررفتگى يك مفصل ،
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: اردكانى
ص٦٩