سيّد اسماعيل جرجانى : تندرستى مطلق آن است كه مزاج هر اندامى از اندامها يكسان معتدل باشد ، اعتدال خاصه كه هريك را هست . . . و تركيب اندامهاى مركب همه درست باشد و اندام بدان عدد و آن اندازه و آن شكل باشد كه بايد .
در ادامه ، متون طب سنّتى در زمينه سلامت ، بيمارى و بهداشت مورد بررسى قرار مىگيرد . خوانندگان محترم با مطالعهى دقيق اين قسمت متوجّه خواهند شد كه چه ميزان مطالبى كه امروزه در قالب طبّ نوين ارايه مىشود ، وام گرفته از طب سنّتى گذشته است .
* « 1 » روند دانش طب بر اين است كه هر حالتى از حالات تن و پايدارى و دگرگونى آن حتما داراى علّتى است . بيمارى ، حالتى است غير طبيعى كه در تن آدمى جاى مىگيرد و بدون شك ، واكنش آسيبى است كه از كنش اوّليهى غير طبيعى سرچشمه مىگيرد . اين كنش غير طبيعى يا از مزاجى غير - طبيعى است يا از تركيبى غير طبيعى . پس عرض ( روىآورد « 2 » ) نيز چيزى است غير طبيعى ؛ چه روىآورد مخالف حالت طبيعى باشد ، مانند احساس درد از بيمارى قولنج و يا مناسب حالت طبيعى باشد ، مثل سرخى گونهى انسان در شخصى كه به ذات الريه مبتلا شده است .
عرض را راهنما ( دليل ) نيز مىگويند ، زيرا طبيب با مشاهدهى آن دليل ، متوجّه علّت بيمارى مىشود . در برخى حالات ، عرض خودبهخود مرض
هامش
( 1 ) - مطالبى كه با اين علامت مشخص شدهاند ، عينا از منابع طب سنّتى استخراج شدهاند .
( 2 ) - منظور از عرض يا روىآورد يا دليل ،signوSymptomهاى بيمارى هستند .