مىشود . پس از بقراط ، جالينوس و بسيارى ديگر در مورد مشابه درمانى سخن گفتهاند .
ولى هوميوپاتى به صورتى كه امروز وجود دارد ، توسط يك پزشك آلمانى به نام " ساموئل هانمن « 1 » " از طريق كتاب معروف او به نام " ارگانون « 2 » " در سال 1810 ميلادى به دنيا عرضه شد .
هانمن هنگام ترجمهى يك كتاب ، به اثرات درمانى كينين ( گنهگنه ) در مالاريا پى برد . او خود بدون ابتلا به مالاريا ، شروع به خوردن گنهگنه به صورت دارو كرد . پس از مدّتى متوجه شد كه دچار عوارضى مثل تب و لرز ، ضعف ، تعريق متناوب و مشابه آنچه در مالاريا اتفاق مىافتد ، شده است . پس از چند بار تكرار اين كار ، اين فكر به ذهن او خطور كرد كه دارويى مىتواند بيمارى را از بين ببرد كه خود اثراتى مشابه آن بيمارى را ايجاد كند و اگر به شخص سالمى داده شود ، عوارض همان بيمارى در او مشاهده شود . با اين روش او اصل مهم " مشابه ، مشابه را درمان مىكند " را در هوميوپاتى بنا نهاد .
هوميوپاتى كلاسيك بر مبناى 4 قانون زير استوار است :
قانون همانندها ( مشابهها ) : طبق اين قانون ، موادى كه مىتوانند نشانههاى يك بيمارى را در يك فرد سالم ايجاد كنند ، در مقادير كم ، قادر به درمان همان بيمارى هستند . از آنجايى كه مادّه مىتواند نشانههايى مشابه عوارض بيمارى مورد نظر ايجاد كند ، پس توانايى تحريك سيستم ايمنى بدن را براى بروز واكنش مناسب خواهد داشت .
هامش
( 1 ) -Samuel Hahneman( 2 ) -Organon