توسط كاراژينان و ساير مواد التهابزا در حيوانات آزمايشگاهى را مهار مىنمايد و يا آپىژنين ، لوتئولين و كوئرستين ( فلاونوييدهاى بابونه ) با مهار سنتز برخى از پروستاگلاندينها مسوؤل اثر ضد التهابى بابونه مىباشند . آلى سين موجود در گياه سير
( Allium sativum )
با مهار گروههاى سولفيدريل در آنزيمهاى اصلى برخى ميكروارگانيسمها باعث اعمال اثر ضد ميكروبى سير مىگردد ، اما هنوز مشخص نيست كه كدام تركيب در اكيناسه
( Echinacea purpurea )
مىتواند سبب افزايش قدرت دفاعى بدن و ايجاد پاسخ ايمنى مطلوب گردد . اين در حالى است كه مطالعات متعدد بالينى اين ويژگى اكيناسه را بوضوح نشان مىدهد .
با اين توضيحات و ادعاهاى موجود ، اثرات درمانى گياهان را مىتوان به چند دسته تقسيم نمود .
الف - گياهانى كه به خوبى مورد مطالعه قرار گرفتهاند . مواد مؤثرهى آنها شناخته شده و حتى مكانيسم عمل اين مواد در
Invivo , Invitro
و بالين مورد مطالعه و تأييد قرار گرفته است . از نمونهء اين دسته گياهان مىتوان گياهان بابونه و هميشهبهار
( Calendula officinalis )
را نام برد كه در درمان بيمارىهاى اسپاسمى و التهابى دستگاه گوارش ، التهابات دهان و حلق ، پوست و مخاط و بهبود زخم مورد استفاده قرار مىگيرد .
ب - گياهانى كه اثرات درمانى شناختهشدهاى دارند و مطالعات آزمايشگاهى و بالينى اثر آنها را نشان داده ، اما اثرات آنها به گروهى از تركيبات ( و نه يك مادهى خالص ) استناد مىيابد و يا اصولا مادهى شناخته شدهاى را نمىتوان عامل بروز اثر يا اثرات فارماكولوژيك آنها دانست .