نبض او خواهند جست ، بايد آسوده باشد ، كارى با رنج نكرده باشد و به دست ، چيزى نداشته باشد . نبض قوى را به سر انگشتان بايد جست و آن را بر شريان ، بقوّت بايد نهاد و نبض ضعيف را به رفق ( آرامى ) بايد جست . انگشتان طبيب لطيف بايد و به سر انگشتان كارى نشايد كه پوست انگشتان سفت و درشت كند و انگشت بر شريان وقتى بايد نهاد كه مردم از خشم و شادى و اندوه و مانند آن خالى باشند . پس از رنج و رياضت و گرمابه و خواب به افراط و بىخوابى با افراط و پس از سيرى و گرسنگى حال نبض گرفتن درست نيايد . بهتر آن است كه نبض اشخاص معتدل المزاج را بدست آورد و بقيه را با آنها بسنجد .
* نبض از 10 جنس است و در هنگام گرفتن نبض بايد به همهى آنها توجه كرد :
- حركت و سكون
- سرعت و كندى
- تواتر و تفاوت
- قوّت و ضعف
- نرمى و سختى رگ
- گرمى و سردى پوست
- پرى و خالى بودن
- استوارى و اختلاف ( مرتّب بودن يا نامرتّب بودن نبض )
- نظام حركتها و سكون ( نظم بين حركتها و سكونها )
- وزن زمان حركت و سكون
* اندازهى هر نبض از نظر درازى ( طول ) ، پهنا ( عرض ) و افراشتگى
مرورى بر تاريخ و مبانى طب سنتى اسلام و ايران ( فارسى ) — صفحة 103
مساهمون: اردكانى
ص١٠٣