دارد . به خاطر اعتبار و جامعيّت دو كتاب قانون ابن سينا و ذخيرهى خوارزمشاهى جرجانى در تدوين اين قسمت بيشتر از اين دو منبع استفاده شده و جملات عينا از اين كتب ذكر شده است :
* از جمله چيزهايى كه از تندرستى و بيمارى مردم نشان دهد ، نبض است كه نشان او درست و بىشبهت باشد . از بهر آنكه او از دل خبر دهد و مبدا قوّت حيوانى ( نيروى حياتى ) و حرارت غريزى دل است .
* حركت دل را و حركت شريان را نبض نام كنند . منشا رگهاى ضرباندارى كه به نام شريان موسومند ، حفرهى طرف چپ قلب مىباشد . تمام شريانها دو لايهى نازك دارند و لايهاى كه به مثابهى آستر ديوارهى شريان است ( لايه داخلى ) ، سفتتر از لايهرويى است . بايد دانست كه حركت همهى شريانها با حركت دل برابر باشد و حركت شريان و حركت دل از يكديگر بيشتر نباشد .
* حالهاى نبض از شريانهاى ساعد « 1 » بهر پنج چيز جويند :
1 - ساعد را زودتر بتوان نمود .
2 - بيرون داشتن آن شرم ندارد و زشت نباشد .
3 - برابر دل و اندر راستاى اوست .
4 - به گوشت اندر نشسته نيست .
5 - از بخارها ممتلى ( پر ) نيست .
* نبض را به چهار انگشت غير از شست بايد جست . دست كسى كه
هامش
( 1 ) -Radial artery