1 - 4 - مقدمه
در حوزهى پزشكى در رويكرد « 1 » به يك بيمارى ، به ترتيب به شرححال ، معاينهى بالينى « 2 » ، اقدامات آزمايشگاهى و تصويرنگارى ، تشخيص ، درمان و پيگيرى بيمار پرداخته مىشود . در گذشته نيز وضعيت به همين صورت بوده است ، با اين تفاوت كه امكانات آزمايشگاهى پيشرفته - كه امروزه كمك بسيار زيادى به تشخيص قطعى بيمارىها كردهاند - وجود نداشته است . به همين علّت شرح حال و معاينات از اهميّت دوچندانى برخوردار بوده است .
در طب سنّتى نيز اوضاع به همين منوال بوده و شرححال ( بخصوص پس از زمان محمّد بن زكرياى رازى ) ، معاينات بالينى ( مشاهده ، لمس ، دق . . . ) و توجه دقيق به علايم و نشانههاى بيمار ، تنها امكانات طبيبان جهت تشخيص بيمارىها بوده است .
مردم مشخصهى يك طبيب خوب را همين موارد مىدانستند و طبيبان نيز سعى مىكردند در اين زمينهها مهارت كافى كسب كنند ؛ بهعنوان مثال با دقت و تمرين ، انواع نبضها را از هم تفكيك مىكردند و در تشخيص بيمارىها از آن بهره مىبردند .
آنها براى تشخيص بيمارىها يا حالات مزاجى افراد از لمس ( گرمى ، سردى ، سختى و زبرى عضو ) ، معاينه پوست و ناخن و مو ( باريكى ، شكنندگى ، سرعت رويش و ريزش ) ، معاينه چشم و زبان ، توجّه به مواد دفعشده از بدن ( ادرار و مدفوع ) ، نبض ، دق ، توجه به مسايل روحى و روانى فرد ( تفكّرات ،
هامش
( 1 ) -Approach( 2 ) -Physical examination