امام عليه السّلام فرمودهاند :
« مازاد على شهر فهو ريبة ، فلتعتدّ ثلاثة أشهر » « 1 » و « ما جاز الشهر فهو ريبة » « 2 »
در اين دو حديث بيان شد كه اگر زنى بيش از يك ماه خون نبيند ، اين قطع حيض ، ريبه است و روشن است كه قطع حيض در زنان جوان ، يك امر مشكوك نيست ، بلكه يك امر روشن و غير مشكوك است كه به سبب بيمارى داخلى در زن ايجاد شده است .
از اينجا روشن مىشود كه ريبه و ارتياب بهويژه در آيهء محل بحث ؛ اولا به معناى بيمارىاى است كه سبب مىشود زن در دورانى كه بر حسب شرايط طبيعى بايد حيض ببيند ، براى چند ماه يا چند سال حيض نشود .
ثانيا در موارد مشكوك نيست و اساسا نظرى به آن ندارد .
در اين آيه ، افرادى مورد نظر هستند كه حيض نشدنشان غير طبيعى ( ريبه ) است و بحثى دربارهء يقين يا شك نسبت به قطع حيض نيست .
منظور آيه اين نيست كه اگر شك داريد چنين و اگر يقين داريد چنان ، بلكه منظور آن است كه اگر حيض نشدن در اثر بيمارى ( ريبه ) است ، حكم يائسه جارى نمىشود و حكم يأس عارضى جارى شده و چنين زنى سه ماه عده دارد .
به بيان ديگر : نه زنان شك دارند و نه مردان به گفتهء زنان يا حالات آنها شك دارند ، نه قطع حيض مشكوك است و نه علت آن . همهء اينها روشن است و چيزى مورد شك نيست ؛ زيرا حيض نشدن ، يك امر خارجى بوده و وجود يا عدم آن مشخص مىباشد .
آنچه محور كلام بوده و بر آن تكيه شده ، حالت غير طبيعى قطع حيض است . « 3 »
2 . روايات
در زمينهء يائسگى روايات گوناگونى وجود دارد كه با توجه به نوع دلالت و گونهء
هامش
( 1 ) . سيد هدايت اللّه طالقانى ، نگرشى نو بر يائسگى ، ص 56 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان ، ص 57 .