و در روايت صدوق از موسى بن بكر - دربارهء چنين مردى - آمده است كه امام عليه السّلام فرمود : « يدفع إلى أولياء المقتول و لكن لا يترك يتلذّذ به ، و لكن يجاز عليه بالسيف » ؛ « 1 » او به اولياى مقتول سپرده مىشود ؛ ليكن نبايد قاتل را عذابكش كنند و لذت ببرند ، بلكه با شمشير به قتل برسد .
اين روايات دربارهء چگونگى برخورد با قاتل است و از آنها مىتوان دريافت كه به اولويت جايز نيست انسان غير قاتل را به نحوى مثله كند و يا قتل او را بازيچهء خود قرار دهد .
3 . رواياتى كه بر جايز نبودن كندن مو و ناخن ميّت دلالت مىكند :
در حسنهء ابن أبي عمير از بعضى اصحابش آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود :
لا يمسّ من الميّت شعر و لا ظفر ، و إن سقط منه شيء فاجعله في كفنه ؛ « 2 » مو و ناخن ميّت نبايد كنده و از او جدا شود و اگر چيزى از بدنش افتاد ، در كفنش قرار ده .
مقصود از « لا يمسّ » كندن و شكستن است و گرنه لمس مو و ناخن ميّت مانعى ندارد ، عبارت « و إن سقط » قرينهء اين معناست .
4 . مؤيّد حرمت رواياتى است بر مدارا كردن با ميّت دلالت مىكند :
در روايت حمران بن اعين آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : « إذا غسلتم الميّت منكم فارفقوا به و لا تعصروه و لا تغمزوا له مفصلا » ؛ « 3 » هنگامى كه مردهتان را غسل مىدهيد با او مدارا كنيد و او را نفشاريد و مفاصلش را كج و خميده نكنيد .
اين روايت مؤيّد حرمت قطع اعضاى ميّت است ، زيرا به جهت وجوه گوناگون ، بيش از استحباب دلالت ندارد .
اين دسته از روايات مطلق است ، چه نياز به عضو ميّت باشد و يا نباشد و چه ميّت با وصيّت اجازه داده باشد و يا وصيّت نكند و خواه با اجازهء ورثه باشد يا بدون اجازهء
هامش
( 1 ) . همان ، ص 96 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 694 .
( 3 ) . همان ، ص 692 .