همين مطلب را ايشان در صورت رضايت ميّت و عدم رضايت ولى گفته است . « 1 »
ادلّهء حرمت
امور زير بر حرمت دلالت دارد :
1 . رواياتى كه دلالت مىكند حرمت ميّت از حرمت زنده شديدتر است :
الف ) در روايت حسنهء جميل از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه فرمود : « قطع رأس الميّت أشدّ من قطع رأس الحي » ؛ « 2 » بريدن سر ميّت شديدتر از قطع سر زنده است .
ب ) در روايت محمد بن مسلم - كه در طريق آن سهل بن زياد و ديگر افراد ضعيف مىباشد - آمده است كه امام باقر عليه السّلام دربارهء ماجراى درگذشت امام حسن عليه السّلام و دفن او فرمود : « إنّ الله حرّم من المؤمنين أمواتا ما حرّم منهم أحياءا » ؛ « 3 » خدا نسبت به مؤمنان آنچه را در زمان حياتشان حرام كرده ، در مماتشان نيز حرام كرده است .
ج ) در روايات ابن أبى عمير و صفوان « 4 » آمده است كه امام صادق عليه السّلام فرمود : « أبي اللّه أن يظنّ بالمؤمن إلّا خيرا و كسرك عظامه حيا و ميتا سواء » ؛ « 5 » خدا نمىخواهد كه دربارهء مؤمن جز خير گمان رود و شكستن استخوان ميّت در هنگام زندگى و مرگ ( از نظر حرمت ) يكسان است .
د ) روايات ديگرى نيز در باب 25 ابواب ديهء اعضا ، در وسائل الشيعه آمده است .
مقصود از اين روايات مساوات زنده و مردهء مسلمان در حرمت قطع اعضا است ؛ و گرنه ديهء اعضاى زنده با مرده يكسان نمىباشد ؛ بلكه ديهء مرده مانند ديهء جنين پيش از ولوج روح است آنگاه كه در مثل آن كار نابودى نفس زنده باشد . بنابراين ، زمانى كه
هامش
( 1 ) . جامع المسائل ، ص 610 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 19 ، ص 249 ، ح 1 .
( 3 ) . همان ، ص 251 ، ح 3 .
( 4 ) . در كتاب الاستبصار پس از ابى عمير آمده است : « عن رجالهم » و در وسائل الشيعه سند روايت چنين است :
از ابن أبي عمير ، از جميل ، از صفوان و در هر حال ، روايت از اعتبار به دور نيست .
( 5 ) . وسائل الشيعه ، ج 19 ، ص 251 ، ح 4 .