قطع عضو انسان زنده به رضايتش جايز باشد ، به اعتبار شديدتر بودن حرمت مرده ، جواز آن در ميّت ، بهدست نمىآيد .
2 . رواياتى كه دلالت بر حرمت مثلهء ميّت مىكند .
الف ) در مرسلهء اسحاق بن عمار آمده است كه گفت به امام صادق عليه السّلام گفتم : خدا در كتابش مىگويد : « هركه به ستم كشته شود ، ما براى ولى او سلطنت ( بر قاتل ) قرار داديم ، پس در قتل اسراف مكنيد » ، « 1 » اين اسرافى كه خدا از آن نهى كرده چيست ؟ امام عليه السّلام فرمود :
« خدا نهى كرده از اينكه جز قاتل به قتل برسد يا قاتل مثله شود » . « 2 »
ب ) در قرب الاسناد روايت شده كه امير المؤمنين عليه السّلام دربارهء ابن ملجم فرمود : « فإن بدا لكم أن تقتلوه فلا تمثّلوا به » ؛ « 3 » اگر براىتان آشكار شد كه او را بكشيد ، مثلهاش نكنيد .
ج ) در نهج البلاغه مىخوانيم : « فاضربوه ضربة بضربة و لا يمثّل بالرجل ، فإنّي سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول : إيّاكم و المثلة و لو بالكلب العقور » ؛ « 4 » او ( ابن ملجم ) را در برابر يك ضربتى كه زده ، يك ضربت بزنيد و مثلهاش نكنيد ؛ از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىگفت :
از مثله بپرهيزيد ، هرچند با سگ هار .
شايان توجّه است كه سند همهء اين روايات ضعيف مىباشد .
د ) در روايت حسنه يا صحيحه از حلبى و ابى الصباح كنانى ، سخن دربارهء مردى است كه با عصا آنقدر شخصى را زده كه مرده است ، آيا مىتوان او را به ولى مقتول سپرد تا بكشد ؟ امام عليه السّلام مىفرمايد : « نعم ، و لكن لا يترك يبعث به ، و لكن يجيز عليه بالسيف » ؛ « 5 » بلى ، ليكن او را زجركش نكند ؛ بلكه با شمشير بكشد .
هامش
( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيهء 33 .
( 2 ) . وسائل الشيعه ، ج 19 ، ص 95 ، ح 2 .
( 3 ) . همان ، ص 96 .
( 4 ) . همان .
( 5 ) . همان ، ص 95 .