دوا و درمان چهار نوع است : حجامت ، استعمال دارو از راه بينى ( انواع انفيهها و قطرههاى بينى ) تنقيه و استفراغ . « 1 »
روايات ديگرى نيز هست كه درمان را در همين چهار شيوه محدود مىكند .
بر اينگونه روايات چند اشكال وارد است :
الف ) اين روايات بر بيان بهترين شيوهء درمان ، حمل مىشود ؛ در روايت ديگرى - در طب الأئمه عليهم السّلام - حفص بن عمر مىگويد كه امام صادق عليه السّلام فرمود :
بهترين مداوا براىتان حجامت ، انفيه ، حمام و تنقيه است . « 2 »
ب ) اين روايات از نظر عدد و معدود مختلفاند .
ج ) روايات زيادى بر درمان با داروهاى ديگر دلالت مىكند كه در اين روايت ذكرى از آنها نيست و نيز در رواياتى از مردمان خواسته شده كه براى معالجه به پزشكان يهود و نصارا و غير آنها مراجعه كنند .
در هر حال ، بطلان اين استدلال روشن است و حصر درمان در اين چهار چيز ، مخالف قرآن مىباشد كه عسل ، آب و قرآن را دوا و شفا مىداند .
2 . رواياتى كه شفا را از سوى خدا مىداند .
برخى از اين روايات قبلا ذكر شد و تأويل آنها به اين است كه دوا تنها با آگاهى از راه وحى مىباشد و عالمان آن را از انبيا آموختهاند .
شيخ مفيد مىگويد :
طبابت مطلب درستى است و علم به آن ثابت است و راه آن ، وحى مىباشد و عالمان آن را از پيامبران فراگرفتهاند ؛ زيرا علم به حقيقت درد جز با سمع ( شنيدن ) وجود ندارد و شناخت شيوهء درمان جز با توفيق ( خدا ) فراهم نمىآيد . « 3 »
همچنين از امام صادق عليه السّلام روايت شده - در حديث اهليلجه - كه براى پزشك هندى
هامش
( 1 ) . همان ، ص 108 .
( 2 ) . همان ، ص 117 .
( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 75 .