دربارهء مريض مىپرسد كه ( براى درمان ) داغ كند يا از كلمات و دعاهاى شفابخش استفاده كند ؟ امام عليه السّلام پاسخ مىدهد كه بيمار مىتواند به كلمات و دعاهايى كه مىشناسد ، پناه ببرد . « 1 »
مقتضاى اين جملهء شرطيه اين است كه اگر نمىداند و علم ندارد ، اين كار جايز نيست .
اشكال اين استدلال اين است كه به فرض سند روايت تمام ( و درست ) باشد ، ويژهء « استرقاء » است كه همان دعاها و عوذات مىباشد . پس بايد اين عوذات و دعاها از سوى شارع باشد تا سودمند افتد ؛ افزون بر اينكه واژههايى چون « بأس - اشكال » و مانند اين عبارت ، اگر تمام باشد ، ارشاد به نبود نفع است نه اثبات حرمت .
و گفته شده مقصود از « ما يعرفه » ؛ يعنى آنچه را مىشناسد معناى آن را كه از قرآن يا دعاها و ذكرهاست ، نه آنچه را كه نمىشناسد از اسمهاى سريانى و هندى ، مانند منترهايى « 2 » كه در هند معروف است ؛ زيرا چه بسا اين اوراد كفر و هذيان باشد . « 3 »
همچنين در كتاب دعائم الاسلام از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه آن حضرت براى درمان ، آنجا كه بيم هلاكت در داغ كردن نباشد آن را اجازه دادند ، به شرط آنكه سوختگى شديد ايجاد نكند و زشتى و فساد پديد نياورد . « 4 »
« تخوّف » ( كه در حديث آمده است ) يعنى احتمال ضرر و آسيب و امر ترسناك ؛ و مقتضى حديث اين است كه هرجا احتمال ضرر باشد ، اين كار جايز نيست .
استدلال به اين روايت نيز مخدوش است ؛ زيرا حديث مرفوع است و ضعف سندى دارد و از سويى ، ويژهء داغ كردن است و نيز با روايات زيادى معارض مىباشد كه بعضى از آنها معتبرند :
مرحوم كلينى در كافى ، از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از يونس بن يعقوب
هامش
( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 68 .
( 2 ) . منتر : دعا و وردى است كه شخص را قادر به تصرّف در اشيا و اشخاص مىكند ( افسون ) .
( 3 ) . همان .
( 4 ) . همان ، ص 74 .