مقدّمهء اوّل : حقيقت دارو و درمان
آيا دارو و درمان امر حقيقى است و واقعيّت دارد ؟ آيا دارو - مانند آتش كه سبب حرارت و گرماست - براى شفا و بهبودى علّت است ؟ يا اينكه شفا فعل خداى متعال است و پزشك ، تنها مردمان را دلخوش مىسازد و دارو تأثير ندارد .
ظاهر برخى از احاديث اين است كه شفا به دست خداست و دوا در درمان بيمارى تأثيرگذار نيست .
مرحوم كلينى ، از زياد بن ابى حلال نقل مىكند كه امام صادق عليه السّلام چنين فرمود :
قال موسى بن عمران : يا ربّ من أين الداء ؟ قال : منّي ، قال : فالشفاء ؟ قال : منّي ، قال : فما يصنع عبادك بالمعالج ؟ قال : يطبّب بأنفسهم ، فيومئذ سمّى المعالج الطبيب ؛ « 1 »
حضرت موسى عليه السّلام گفت : پروردگارا ، درد از كجاست ؟ خطاب آمد : « از جانب من » ، پرسيد :
پس شفا از كيست ؟ خداى فرمود : « از من » ، گفت : پس بندگانت با درمانگر چه مىكنند ؟
فرمود : « به خود آرامش مىبخشند » ، و در اين هنگام بود كه درمانگر طبيب ناميده شد .
شيخ صدوق از احمد بن ابى عبد اللّه برقى ( با رفع سند ) نقل مىكند كه امام صادق عليه السّلام فرمود :
كان يسمّى الطبيب ، المعالج ، فقال موسى بن عمران : يا ربّ ممّن الداء ؟ قال : منّى ، قال : فممّن الدواء ؟ قال : منّي ، قال : فما يصنع الناس بالمعالج ؟ قال : يطبّب بذلك أنفسهم ، فسمّى الطبيب لذلك « 2 »
طبيب ، معالج ناميده مىشد . موسى عليه السّلام گفت : خدايا ، درد از كيست ؟ خطاب آمد : « از من » ، گفت : دوا از كيست ؟ خطاب آمد : « از من » ، گفت : پس مردم ( در مراجعه ) به معالج ( پزشك )
هامش
( 1 ) . الروضة من الكافى ، ج 88 ؛ بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 62 .
( 2 ) . علل الشرائع ، ج 2 ، ص 212 .