طبيب ، رازدارى است ؟
در اين زمينه استفتائى را از آية اللّه صانعى نقل مىكنيم ، آنگاه به ذكر دليل مىپردازيم .
س 73 - پسر جوانى مىخواهد با دخترى ازدواج كند ، آيا پزشك كه از بيمارى او ( غير از مواردى كه منجر به فسخ عقد ازدواج مىشود مثل ديابت ، سفليس و . . . ) اطلاع دارد حقّ افشاى آن را دارد .
ج - جواز گفتن آن بعيد نيست به خصوص اگر مورد مشورت باشد . « 1 »
از آنچه قبلا ذكر كرديم خودبهخود روشن مىشود كه وظيفهء پزشك چيست و همان قاعدهء لا ضرر دلالت دارد كه وظيفه پزشك جلوگيرى از انتشار اين مرض است .
اگر زن و مرد به نكاح يكديگر درآمدند ، آنگاه آشكار شد كه يكى از آن دو مبتلا به مرض ايدز و سفليس است ، در اين صورت آيا ديگرى حق فسخ نكاح را دارد يا خير ؟
در فصل اوّل عقدى نبود و فقط درصدد ازدواج برآمده بودند ، امّا در اين فصل تزويج صورت گرفته و علقهء نكاح ثابت است . اكنون بايد ديد آيا امكان فسخ وجود دارد و آيا مىتوان ادعا كرد كه ايدز و سفليس از اسباب فسخ نكاح هستند يا خير ؟
پيشتر يادآور شديم كه دربارهء اسباب فسخ ، اجماع وجود ندارد و در تعداد آن اختلاف است ، اكنون در اينجا مىگوييم دو احتمال وجود دارد :
1 . حق فسخ براى هيچيك از دو زوج وجود ندارد . اين ادعا براساس دليلهاى گوناگونى است كه اقامه شده است .
2 . حق فسخ براى هيچيك از دو زوج وجود ندارد و اين ادعا براساس ادلّه گوناگونى است كه ذيلا به آنها اشاره مىشود :
دليل اوّل : علقهء نكاح ثابت است و عقد نكاح بنا بر استصحاب برقرار است و اسباب فسخ نيز در روايات ذكر شده است و تجاوز از اين موارد به موردى ديگر دليل مىخواهد و در اينجا دليلى وجود ندارد . اين اصل ، مورد استناد فقيهانى است كه در بعضى از اسباب فسخ ترديد كردهاند .
هامش
( 1 ) . استفتائات پزشكى ، آية اللّه صانعى .