آن پوست نخستين گناهكار بوده و عذاب مىشود ، پوست تازه كه بر بدن مىرويد ، چرا ؟
امام به وى پاسخ مىدهد كه : پوست جديد همان است و همان نيست .
ابن ابى العوجاء : اين جمله را نفهميدم ، توضيح بيشترى بفرماييد !
امام : ببين ! اگر مردى ، خشتى را بردارد و بشكند و خرد كند سپس روى آن آب بريزد و به هم بزند و آنگاه در قالب ريخته و آن را به وضع و شكل اولى درآورد آيا اين خشت از يك نظر همان خشت اولى نيست و از يك نظر ديگر غير از آن ؟ !
ابن ابى العوجاء : آرى چنين است ! خداوند مردم را از وجود شما بهرهمند فرمايد . « 1 »
اين نكته را كه امام صادق عليه السّلام در اين مناظره مطرح فرمودند چيزى است كه فلاسفهى بزرگ پس از كوششهاى طولانى و كنكاش زياد در مورد تحليل و توجيه عذاب انسان گناهكار بدان رسيدهاند و اين اشكال كه سلولهاى بدن شخصى كه مرتكب گناه مىشود دائما در تغيير و تحول است چنانكه در قرآن آمده
« بَلْ هُمْ فِي لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِيدٍ »
« 2 » و منشأ اشكال عذاب در دوزخ عنوان گرديده ؛ در يك جمله پاسخ داده شده است و با اين بيان امام ، شبههى « آكل و ماكول » كه از شبهات رايج است پاسخگويى مىشود .
امام اين بينش دقيق فلسفى را كه مردم آن عصر حتى بوى آن را احساس نكرده بودند از كجا به دست آورده و از كى آموخته است ؟
او « امام » است و همين معنى كفايت مىكند و دانش او از طريق تعليم و تعلم نبوده است . بلكه عالم امام وهبى و از سوى ايزد منّان افاضه مىگردد .
ابو شاكر ديصانى هم كه يكى از ملحدان عرب بود با امام صادق عليه السّلام مناظرهاى داشته و با هشام بن حكم نيز گفتمانى داشته است .
هشام مىگويد : روزى ديصانى گفت در قرآن آيهاى است كه حرف ما را مطرح مىكند و آن آيه چنين مىفرمايد :
« وَ هُوَ الَّذِي فِي السَّماءِ إِلهٌ وَ فِي الْأَرْضِ إِلهٌ »
« 3 » . من نتوانستم به ديصانى پاسخ دهم . موسم حج بود . به قصد حج بار سفر بستم و امام را نيز زيارت كردم و آن حضرت را از اين مطلب آگاه ساختم .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 4 ، ص 141 ، چاپ قديم .
( 2 ) . ق / 15 .
( 3 ) . الزخرف / 85 .