تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 29

مساهمون:

ص٢٩
آن به زير مىآمد و نه بويى را حس مىكرد . سبيل و لب ، در بالاى دهان قرار گرفته است تا مانع رسيدن آنچه از مغز فرومىريزد ، به دهان شود ، مبادا كه طعم خوراك و نوشيدن بر انسان مكدّر گردد و آن را از خودش دور كند . ريش ، تنها براى مردان قرار داده شده است تا بدين‌وسيله از زنان متمايز گردند و نيازى به بازگشودن [ همه‌ى چهره و ملاحظه‌ى آن براى شناسايى ] نباشد . دندان جلو ، تيز قرار داده شده است ؛ زيرا به واسطه‌ى آن ، كار گاز گرفتن صورت مىپذيرد و دندان‌هاى جانبى پهن قرار داده شده است ؛ زيرا آسياب كردن و جويدن به كمك آنها انجام مىگيرد و نيش ، بلندتر است تا تكيه‌گاه دندان جانبى و دندان جلو باشد ، به‌سان ستون در يك بنا . كف دستان از مو تهى است ، چون به كمك آن‌ها كار لمس انجام مىگيرد ؛ امّا اگر در آنها مو وجود داشت ، انسان نمىدانست آنچه پيش روى اوست و آن را لمس مىكند ، چيست . مو و ناخن ، فاقد حيات است ؛ زيرا بلند شدن آنها مايه‌ى كثيفى و زشتى است و كوتاه كردنشان پسنديده است . پس اگر در آنها حيات وجود مىداشت ، انسان به‌هنگام كوتاه كردن آنها احساس درد مىكرد . قلب ، به شكل دانه‌ى صنوبر است ؛ زيرا وارونه است و يك سر قلب ، باريك قرار داده شده تا لابه‌لاى ريه برود و با سردى آن ، خنك شود ، مبادا كه مغز از گرماى آن بسوزد . ريه ، دو پاره قرار داده شده است تا قلب در لابه‌لاى فشارگاه‌هاى آن قرار گيرد و به كمك حركت آن ، خنك شود . كبد ، قوس‌دار است تا معده را سنگينى كند و به تمامى بر روى آن قرار گيرد و آن را بفشرد و در نتيجه ، بخارى كه در آن هست ، بيرون برود .
تغذيه و خوراكى ها در فرهنگ طب الصادق ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 29 | محمد دريايى