وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا .
( سوره السراء - آيه 85 )
اى رسول ما درباره روح از تو مىپرسند جواب بده كه روح به فرمان خداست و آنچه از علم بشما دادند بسيار اندك است .
زمانى كه خداوند متعال به جبرئيل امين دستور داد تا از خاك و آب اين كره خاكى مجسمه گل آدم و حوّا را درست كند جبرئيل امين دستور را اجرا كرد و مجسمههاى گلى ساخته و در نقطهاى از بهشت قرار داده شدند اين دو مجسمه بىجان مشتى گل بيش نبودند بنا به فرمايش قرآن كريم براى جان دادن به اين دو مجسمه گلى خداى متعال از روح خود در آنان دميد به محض دميده شدن روح در اين دو قالب مادى عناصر و اتمها و ملكولهاى خاك به هم درآميخته و تغيير ماهيت دادند و به سلولها و بافتها و اعضاء و اندامهاى مختلف تبديل شدند روح در تكتك سلولها و در نتيجه در كل بدن دميده شد . حلول روح در اين دو جسم بيجان آنان را به موجود جاندار و ذى شعور مبدل نمود و آثار حيات را خداوند متعال به آنان عطا فرمود و اين آثار عبارتند از ساختمان شيميائى محصوض ، ساختمان سلولى ، تغذيه ، انفعال يا تحرك ، رشد و نمو ، تكثير يا زاد و ولد و بالاخره صفت آخر مرگ يا فناپذيرى است و اين صفت آخر عبارتست از خروج روح از بدن و تبديل اين پيكر مادى به ذرات و مواد اوليه خاكى كه از آن ساخته شدهاند .
آنچه توانست اين دو مجسمه گلى را به حركت درآورد و داراى عقل و شعور و حواس دهگانه انسانى نمايد چيزى بود كه از خارج بدان اضافه شد و گرنه آنچه بدست جبرئيل امين درست شد يك مجسمه گلى بيش نبودند .
در زمان رسول گرامى اسلام كه مردم قصد داشتند درباره روح از رسول خدا پرسش كنند چون قدرت درك و اطلاعات مردم آن زمان گنجايش درك اين امر را نداشتند
خداوند تبارك و تعالى خطاب به رسول گرامى مىفرمايند :
اى رسول ما درباره روح از تو مىپرسند جواب بده كه روح بفرمان خداست و آنچه از علم به شما دادند بسيار اندك است .
2 - بعضى از علماء اسلام در كتابهاى خود دلائل و براهين منطقى براى وجود روح در پيكر انسان نوشتهاند مانند حاج ملا هادى سبزوارى در كتاب اسرار الحكم چهارده برهان براى اثبات وجود ماورائى نفس اقامه مىكند ( چاپ دوم چاپ اسلاميه سال 1351 شمسى صفحه 239 ) و مرحوم علامه حلّى رحمه اللّه عليه براى وجود روح در پيكر