درك مىكند احساس آرامش قابل توجهى پيدا مىكند و چون خبردار شود كه بيماران ديگرى با علائم مشابه بيمارى او بهبود يافتهاند از نظر روحى تقويتشده و نسبت بآينده خود اميدوار مىشود بعلاوه بايد عواملى را كه در پيدايش بيمارى او دخالت داشتهاند از او دور كنند و به بيمار توصيه شود از فكر و خيالاتى كه ناراحتى او را افزايش مىدهد جدا پرهيز نمايند در مورد افرادى كه در اثر تنهائى و بيكارى دچار افسردگى شدهاند مانند افراد بازنشسته بايد ترتيبى اتخاذ شود تا بيمار به نحوى دوباره به اجتماع برگردد و اين كار بايد هرچه زودتر انجام شود .
در دارودرمانى كه همراه رواندرمانى انجام مىشود بهتر است از داروهاى شيميائى كه اثرات سؤ دارند كمتر و از داروهاى گياهى و سنتى بيشتر استفاده شود تا اثرات سوء داروهاى افسردگى مزيد بر علت نشوند باشد كه در آينده داروهائى تهيه شود كه ضمن مداواى اينگونه بيماريها اثر سوء هم نداشته باشند .
گرفتگى خلق بهترين و معمولىترين علامت بيمارى افسردگى است كه گاهى آشكار است و گاهى آشكار نيست و تنها به صورت فقدان نشاط تجلى مىنمايد .
شكل پارانوئيد از بيمارى افسردگى حالتى است كه بيمار صداى عدهاى را مىشنود كه او را مسخره مىكنند يا احساس مىكند كه بوى بد مىدهد و ديگران از او متنفرند .
بيمارى افسردگى گرچه يك حالت عاطفى و روانى است اما پزشكان سنتى علل و اسباب اين بيمارى را باستثناى مواردى خاص مانند حالتى كه در اثر ضربات روحى شديد عارض مىشود عوامل جسمى را نيز مؤثر مىدانند .
علائم اين بيمارى عبارتند از :
الف ) علائم اوليه بيمارى عبارتند از : حالت افسردگى و ماتمزدگى ، كم شدن فعاليتهاى ذهنى ، كم شدن خلاقيتها ، كم شدن فعاليتهاى حياتى ، كم شدن فعاليتهاى جسمى و روانى .