ناامنى مىكنند ، ترس از حوادث روزگار دارند ، خود را واپسخورده مىپندارند از اين جهت است كه معمولا اندوهگين و دلشكسته مىباشند . در اعمال و حركات كند و بىحال به نظر مىرسند و خواب راحت ندارند .
بيمارى افسردگى بتدريج قواى جسمى انسان را كاهش مىدهد و بخصوص در افراد مسن بدن را آماده براى ابتلاى به بيماريهاى ديگر مىكند و افرادى كه تنها زندگى مىكنند اگر به افسردگى مبتلا شوند پيشرفت بيمارى در آنان شديدتر است و بتدريج باعث كندى ذهن و كمى شعور آنان خواهد شد . در افسردگىهاى شديد بيمار علاوه بر از دست دادن هوش و استعداد فكرى خويش بشدت تنبل و بىحال مىشود و قدرت تصميمگيرى خود را از دست مىدهد .
دستهاى از اين بيماران افسرده كه احساس مىكنند مزاحم و سربار ديگران هستند معمولا دست به خودكشى مىزنند . در اقوامى كه عقايد مذهبى ندارند و خودكشى را گناه كبيره نمىدانند آمار خودكشى بسيار زياد است و اكثرا بيماران افسرده و بعضى ناراحتىهاى روانى ديگر دست به خودكشى مىزنند و در مقابل اقوامى كه پايبند معتقدات مذهبى مىباشند در نهايت شدت اين بيمارى هم اقدام به خودكشى نمىنمايند .
اين بيمارى را بهتر است با دو روش رواندرمانى يا رفتاردرمانى و دارودرمانى هر دو تواما مداوا نمايند .
از نظر روانى بهتر است بيمار را بكارهائى شبيه به كارهاى معمولى روزانه خود سرگرم نموده و بتدريج او را تشويق كنند و تقويت روحى نمايند تا به كار خود سرگرم شده و بتدريج او را تشويق كنند و تقويت روحى نمايند تا به كار خودش ادامه دهد و نبايد انجام كارى را كه از عهده او برنمىآيد به او محول كرد چون شكست در انجام كارها سبب تشديد افسردگى مىگردد . ضمنا ورود بيماران افسرده بمجالس شادى و خوشى ديگران به هيچ وجه صلاح نمىباشد . چون شادى و نشاطى كه در ديگران مىبيند او را بيش از پيش افسرده مىسازد .
اگر بيمار درك كند كه پزشك احساسهاى او را بدقت مىفهمد و وضع او را به خوبى
طب سنتى سينا ( درمان بيماريهاى مختلف با گياهان دارويى ) ( فارسى ) — صفحة 267
مساهمون: سيد احمد على خسروى
ص٢٦٧