برفتن كوه ندارد بتدريج صعود كند و در ارتفاعات مختلف قدرى بماند و استراحت كند تا بدن او قدرى گلبولسازى كند و خود را با شرايط محيط منطبق سازد و اگر اين امر انجام نشد و عوارض كوهگرفتگى بطور شديد ظاهر گشت بهترين راه مداوا آن است كه كوه گرفته را هرچه زودتر به اندازه پانصد تا هزار متر پائينتر منتقل كنند ضمنا افرادى كه مبتلا به ناراحتىهاى ريوى يا قلبى هستند بايد از رفتن بارتفاعات زياد پرهيز نمايند .
اشارهاى به افرادى كه مىافتند و حال آنان بين بيمارى و تمارض مشتبه مىشود .
1 - فردى كه به زمين افتاد اگر غش كرده و از حال رفته باشد نبض او تقريبا ساقط مىشود يعنى آنقدر آرام مىزند كه با انگشتان دست به سختى احساس مىشود و رنگ پريده دارد .
2 - اگر حال صرع عارض او شده باشد دست و پا مىزند يا دست و پايش كج مىشود و كره چشمانش رو به بالا مىرود و يا خرخر مىكند و يا دهانش كف مىكند .
3 - اگر خفقان قلب داشته باشد از هوش نمىرود مگر خفقان خيلى شديد باشد اما قلب او بشدت مىزند و طپش قلب دارد لكن پس از افتادن و از هوش رفتن ضربان قلب او كند و خفيف مىشود .
اگر هيچيك از سه حالت فوق نباشد احتمال تمارض مىرود .
چاقى
چاقى دو نوع است يكى در اثر درشتى عضلات و استخوانهاى بدن است كه مضر نيست بلكه نيكو هم مىباشد و اينگونه افراد قوىتر از حالت طبيعى هستند .