كمردرد
عشاير بويراحمدى براى درمان كمردرد از برگ گياه زرآويز « 1 » استفاده مىكنند ( نامهء نور ، ش 10 و 11 ) .
در خراسان زيره كرمانى و گل بابونه را مىكوبند و با زردهء تخممرغ مخلوط مىكنند و به كمر مىچسبانند . برخى آن را ناشى از باد بواسير مىدانند ، لذا از همان شياف كه در معالجهء بواسير بيان شد ، استفاده مىكنند ( شكورزاده : 251 ) .
در اردكان :
1 . زفت مىانداختند .
2 . گاهى با حجامت درد را تسكين مىدادند .
3 . چند روز پىدرپى ناشتا يك حب مق باد « 2 » ( ملكباد ) مىخورند .
4 . جوشانده سيخ شاهتره و ريشه متك « 3 » ( شيرينبيان ) را با روغن هستهء شفتالو مىخورند ( طباطبايى : 685 ) .
در مازندران از مورد براى رفع درد استفاده مىكنند ( سازمان ميراث فرهنگى ، 1381 : 90 ) .
كردها با برگ گزنه درمان مىكنند ( صفىزاده : 179 ) .
در تركمن صحرا عصاره طبلاق « 4 » كه گياه هرزهء پنبهزار است ، روى كمر يا ستون فقرات مىمالند ( حسنى و ديگران ، 1381 : 334 ؛ نيز - داغدرمانى ) .
سياتيك
دو رگ است كه خون در آن مىايستد . در اصفهان براى درمان رگها را مالش مىدهند ، تا خون جريان يابد ، سپس يك سرى داروهاى منضج مثل : حب الغار ، استوقدوس ، بابونه ، پوست درخت زبان گنجشك و بيد و سپيدار و بومادران و هزارچشم ، مشك چوپان ، برنجاسك تجويز مىكنند و در نهايت اقدام به گرفتن خون مىشود ، براى اين منظور ، پا را نوارپيچ مىكنند و ماساژ مىدهند ، خون در رگهايى كه در زير قوزك پا قرار دارد جمع مىشود ، براى دفع آن فصد مىكنند يا زالو مىاندازند ( جانب اللهى و آذرمهر : 21 ) .
دردهاى مفصلى
در اصفهان بومادران ، بابونه سپستان ، گل زوفا ، هزارچشم ، مشك چوپان و برنجاسك تجويز
هامش
( 1 ) .zar viz( 2 ) . نوعى صمغ و مثل ترياك تلخ است .
( 3 ) .matk( 4 ) .tabl q