در سيستان جوشاندهء گياه تلخى مىخورند ، يا روند « 1 » كه چوب قرمزى دارد ، با ترياك مىكوبند و صاف مىكنند و مىكشند ( جانب اللهى ، 1381 : 242 ) .
در ميرجاوه گياه جور « 2 » را مىجوشانند و شيرهء آن را به محل ورم مىمالند ( همان : 247 ) .
در ايرانشهر جوشاندهء ريشه و ساقهء برنجاسك يا جوشانده بارهنگ مىخورند ( جانب اللهى ، 1381 : 254 ) .
در خراسان ريشهء گل ختمى و سكنگور ( تاجريزى ) را مىكوبند و از آن ضمادى مىسازند و بر گلوى بيمار مىبندند ( شكورزاده : 251 ) .
در سنگسر :
1 . پنيرك پخته را براى رفع درد و ورم گلو و چارشاخى كه نوعى زخم گلوست و درد ناى ، به موضع درد مىمالند .
2 . انگوم درخت زردآلو را آسيا مىكنند و با اندكى آب يا زرده تخممرغ درهم آميخته و به محل لوزهها و مواضع درد مىبندند .
3 . غدومه ( قدومه ) را در آب مىخيسانند و اندكى گرم مىكنند و براى رفع لوزتين و درد گلو به موضع درد مىبندند ( اعظمى : 55 ) .
در الموت ، جوشاندهء هستهء به ، شلغم ، چغندر ، آبپز ، شير گاو مىخورند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 229 ) .
كردها با اسفناج ، بنفشه ، سماق درمان مىكنند ( صفىزاده : 181 ) .
در كرمان با لعاب اسپرزه « 3 » ( تخم سفيد ) يا ختمى سفيد درمان مىكنند ( ستوده : 7 و 66 ) .
در شهر كياكلا ( قائمشهر ) چغندر پخته دور گلو مىبندند . در روستاى جمال كلا ( قائمشهر ) سبوس را با نمك حرارت مىدهند و روى گلو مىبندند ( حسنى و ديگران 1382 : 243 ) .
در اصفهان اگر خارش گلو ( خارخار ) باشد از عوارض سردى است و درمان آن آب نبات است ، اگر در اثر تيروييد باشد ، خاكشير يا يك قاشق مرباخورى آبليمو تجويز مىشود و اگر معمولى باشد ، ناخنك و خارخسك را به طور مساوى باهم مخلوط كرده مىجوشانند و غرغره مىكنند ( جانب اللهى و آذرمهر ، 1371 : 20 ) .
اوريون
در بافق هندوانهء ابو جهل را در هاون كوبيده و روى ورم گلو مىمالند ( جانب اللهى 1384 : 120 ) .
در اصفهان زيبق كشته « 4 » را ملغمه و با روغن پيه مخلوط مىكنند و به موضع درد مىمالند
هامش
( 1 ) .ravand( 2 ) .jowr( 3 ) .esparze( 4 ) . براى كشتن زيبق آن را در هاون سنگى با دستهء سنگى هاون فشار مىدهند تا پودر شود و از حركت بيفتد .