تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
مىتوانسته‌اند داخل طبقهء آنان شوند و توسط همين بابلىهاست كه بين وظيفهء مذهبى و روحانى و وظيفهء پزشكى و جسمانى امتياز به وجود آمد و نوعى تخصص پيدا شد ( نفيسى : 43 ) . با استيلاى آشورىها به بابل كه به تدريج انجام گرفت تمدن آن‌ها نيز اندك‌اندك به آشورىها انتقال يافت و در سال‌هاى بين 1270 و 358 ق م . به اوج خود رسيد . آنان نيز بيمارى و سلامتى را از طرف خدايان مىدانستند و سه خداى عمده‌اى كه موجب بيمارىهاى عمده و اصلى مىشدند عبارت بودند از : 1 . خدا يا اهريمن ضعف و لاغرى يا فتيزيس كه بعدها لقب سل ريوى شد ؛ 2 . اهريمن بيمارىهاى كبد ؛ 3 . اهريمن سقط جنين و مرگ نوزاد . معالجه بيشتر به وسيلهء دعا و ورد انجام مىگرفت . به عبارت ديگر آشورىها از نظر پزشكى در مرتبهء پايين‌تر قرار دارند . با وجود اين در لوحه‌هاى خشتى كه از آنان باقى مانده به روش‌هاى جراحى اشاره شده و مهم‌ترين يادبودهاى آنان ستون معروف حمورابى است . از مطالعهء روش‌هاى درمانى آشورى چنين برمىآيد كه حكيم‌باشىهاى آنان بيشتر داروهايى را انتخاب مىكرده‌اند كه كمياب‌تر بوده و به دست آوردن آن‌ها مشكل‌تر باشد و بسيارى از آن‌ها بدمزه و تهوع‌آور بوده‌اند . همين صفت است كه بعدها در طب يونانى و اسلامى به نام استفراغ ناميده شد . يعنى وسيلهء بيرون راندن خلط موذى ؛ در نتيجه هر بيمارى سخت‌تر و سمج‌تر باشد دارو هم بايد مهوع‌تر باشد و از اينجا نظريهء معروف معالجه به مثل يا هومئوپاتى كه زيربناى تمام نظرات پزشكى ايرانى است به وجود آمد . از جمله نتايج اين نظريه آن است كه مواد موجود در طبيعت اعم از معدنى ، گياهى و حيوانى ، بيمارىهاى مشابه خويش در بدن انسان را شفا مىبخشد . مثلا كليهء معادن و جواهرات قرمز و ميوه‌جات قرمز ( انار ، عناب ، زرشك ، سيب سرخ و آلو ) ، و گياهان قرمز ( خون سياوشان ، رناس ، ريواس ، چغندر و غيره ) ، و قسمت‌هاى خون‌زاى حيوانات ( مانند جگر ، خون ، گوشت و غيره ) ، در بيمارىهايى مؤثر هستند كه به وسيله غلبهء خون بر انسان توليد مىشوند . همچنين قسمت‌هاى مختلف اندام حيوانات در درمان بيمارىهاى اندام‌هاى مشابه در انسان مؤثرند : بيمارىهاى كبد و معالجه با جگر ، كليه با قلوه ، قلب با دل ، مغز با مغز و غيره ( - « * » همنام درمانى ) . حتى شكل ظاهرى گياه ، برگ ، ميوه و ريشهء آن در درمان بيمارىهايى كه مشابه آن گياه باشند ، مؤثرتر است . مثلا گياه گوش‌فيل ( به علت شباهت برگ آن با گوش فيل ) . در درمان بيمارىهاى گوش و لفاح يا مهرگياه كه ريشهء آن شباهت به دو انسان درهم فرورفته و عاشق
هامش
( * ) . اين فلش راهنماى ارجاع به مطالب همين كتاب است .