داغدرمانى
الماس « 1 » :
از امراض بومى بلوچستان است ، كه در يك نقطه از بدن جوش مىزند . خارش و آبريزش دماغ دارد ، براى درمان آن بالاى پيشانى نزديك رستنگاه مو را داغ مىكنند ( جانب اللهى ، 1381 : 250 ) .
سياتيك :
در سيستان براى درمان رگ نگو كه پشت انگشت كوچك است از همان سمت بدن كه درد دارد ، داغ مىكنند ، يا قوزك پا را داغ مىكنند ( جانب اللهى ، 1381 : 243 ) .
در ميرجاوه روى باسن ، بالاى زانو و در محل قوزك پا و روى ران در امتداد هم داغ مىكنند ( جانب اللهى ، 1381 : 248 ) .
سردرد :
در بافق براى درمان سردردهاى شديد حدود چهار الى پنج نقطه از سر بزرگسالان را با ميخهاى فلزى و سر خردسالان را با مهرهء عقيق كه در آتش داغ شده باشد ، داغ مىكنند ( جانب اللهى ، 1384 : 119 ) .
در خوزستان قسمت وسط كاسهء سر را داغ مىكنند ( افشار سيستانى ، 1370 : 323 ) .
كمسو شدن چشم :
براى درمان و پرنور شدن ديدگان اطراف چشم را با مهرهء عقيق كه در آتش داغ شده داغ مىكنند ( جانب اللهى ، 1384 : 122 ) . در ميرجاوه در طرفين گونه انتهاى چشمها را داغ مىكنند ( همو ، 1381 : 248 ) .
دنداندرد :
در لرستان جوالدوز داغ و سرخشده را در دندان كرمخورده فرو مىبرند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 263 ) .
در سيستان محل درد را داغ مىكردند و در مواردى كه دندان مىكشيدند نمد را مىجوشاندند و نمد داغ را در محل زخم مىگذاشتند ( جانب اللهى ، 242 : 1381 ) .
عفونت زخم :
براى بيرون كشاندن عفونت زخم شيرهء ( صمغ ) درخت بنه را روى آتش مىجوشانند و با آن دور زخم را داغ مىكنند ( همو ، 1384 : 119 ) .
سياهزخم :
دانههايى است كه در كنار انگشتان دست و يا كشالهء رانها و زير بغل مىزند . در ايرانشهر اطراف آن را داغ مىكنند ( همو ، 1381 : 258 ) .
در سنگسر اطراف زخم را خمير مىمالند و موضع مرض را داغ مىكنند ، خمير براى جلوگيرى از سوختن قسمت سالم است ( اعظمى : 56 ) .
در روستاى كاروانسرا ( زنجان ) دلاك اول با نيشتر ريشهء زخم را كه كبودرنگ است خارج
هامش
( 1 ) .almas