تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
پراكنده باشد ، آن‌ها را كهنه‌سوز مىكنند ، به اين طريق كه تكه پارچه‌اى را مىسوزانند و داغ روى زخم مىگذارند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 259 ) .

ام الصبيان « 1 » :

در دهات قشم و بندرعباس بچه را داخل پالان كهنه مىگذارند و يك تكه پارچهء سياه و آهاردارى گره زده به صورت دكمه درمىآورند و توى آتش مىگذارند ، وقتى دود كرد ، از سه جا نخست وسط دو ابرو ، بعد شقيقهء راست و شقيقهء چپ را داغ مىكنند ( ساعدى ، 1345 : 131 ) .

بچه‌ميرى :

در بافق كلهء گوسفندى را مىپختند و به بچه مىدادند كه بخورد ، از هرجا كه شروع به خوردن مىكرد ، همان جاى سرش را داغ مىكردند و معتقد بودند ، جفت خود مىگيرد ( جانب اللهى ، 1384 : 126 ) .

درمان با مايه‌كوبى

آبله :

سابقا در روستاهاى درام ، كاروانسرا ، گنبد و آب‌بر زنجان براى درمان آبله كمى از پوست فردى كه بيمارى داشت ، كنده و مىكوبيدند ، سپس با سوزن بر روى بازوى افراد سالم مايه‌كوبى مىكردند ( سپهرفر و ديگران : 239 ) . در سنگسر پيرزنان پوست خشك آلوده به آبله را جمع‌آورى نموده ، در مواقع لزوم روى سنگ مىسابيدند و در كمى آب مىريختند ، سپس قطره‌اى از آن را در موضعى از پشت دست بين شست و اولين انگشت قرار داده با فرو بردن مكرر سوزن محلول را به زير جلد مىرسانيدند ، كودكانى كه بدين‌گونه آبله مىخريدند مصونيت مىيافتند و هرگز به آبله مبتلا نمىشدند ( اعظمى : 59 ) .

سرخك :

در روستاى درام زنجان براى سرخك نيز با همان روش آبله سه بار مايه‌كوبى مىكردند ( سپهرفر و ديگران : 240 ) .

هارى :

در هزاوه حيوان هار را گرفته مىكشند و مقدارى از گوشت آن را به شخص مجروح مىخورانند ( ضيغمى : 176 ) .

خال‌كوبى

خال‌كوبى به يكى از دو منظور زيبايى يا درمانى انجام مىشود . براى خال‌كوبى ابتدا محل بيمارى را با مركب سياه و گاه دوده آغشته نموده و بعد با سوزن شكل دلخواه را تثبيت مىكنند و بسته به تحمل بيمار با دو تا شش الى دوازده سوزن خال‌كوبى مىكنند ، گاه همراه با مركب از آب جعفرى هم استفاده مىشود ( تائب : 35 ) .
هامش
( 1 ) . صرع اطفال را ام الصبيان مىدانسته‌اند .