مريض جدا مىكند و محل متورم را با تيغ چند خراش مىدهد ، برخى از شاخ گاو يا با لولهء شيشهاى شبيه شاخ براى اين منظور استفاده مىكنند . دهانهء گشاد شاخ يا لوله را روى بدن مريض قرار مىدهند و دهان به سوراخ كوچكى كه در سر ديگر شاخ يا لوله وجود دارد ، گذاشته شروع به مكيدن مىكنند . سپس اين دهانه را با دربند چرمى متصل به آن مىبندند بعد از مدتى پوست بدن به همان شكل جمع مىشود و تيغ مىزنند . گاهى براى اينكه خون سريعتر و بيشتر بيرون بيايد بعد از تيغ زدن مجددا مثل مرحلهء اول بادكش مىكنند كه خون در ظرف مزبور جمع مىشود . حجامتگر با تخليه و تكرار عمل مقدار لازم كه قبلا برحسب وضع جسمانى مريض در نظر گرفته خونهاى كثيف را بيرون مىكشد . حجامت بيشتر در فصول بهار و تابستان كه هوا گرم است و خون انسان به خوبى جريان دارد ، انجام مىگيرد ( جانب اللهى ، 1384 : 121 ) .
در مهريز نيز حجامت توسط زنان غربتى ( كولى ) و به همين شيوهء صورت مىگيرد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در ايلام و لرستان نيز ابزار حجامتگر شاخ ميان تهى گاو ، تكهاى سنگ چخماق تيز براى ايجاد خراش و مقدارى خمير بود كه به شيوهء مزبور حجامت مىكرد ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 256 ) .
در خراسان بر اين باورند ، كه بعد از حجامت بايد انار شيرين بخورند ، تا صفرا فروكش كند و خون صاف شود ( شكورزاده : 243 ) .
در تهران در دو فصل حجامت مىكردند . يكى اوايل بهار و دوم در اوايل پاييز كه در اعتدال هوا بود . مقدار خونى كه مىگرفتند از نصف شاخ تا يك شاخ براى افراد معمولى و سه چهار شاخ جهت بيماران غليان خونى ( فشارخونى ) بود ( شهرى : 2 / 689 ) .
امراضى كه معمولا براى درمان آن حجامت مىكردند به شرح زير است :
زردهزخم :
در ميبد براى درمان آن حجامت مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
كچلى :
در ميبد بعد از كلاه انداختن و كندن آن و بعد از خارج شدن خون كثيف روى سر بيمار حجامت مىكنند ( حيدريهزاده : 80 ) .
مارگزيدگى :
در لرستان جاى گزيدگى را حجامت مىكنند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 279 ) .
سرخك :
در روستاى درام ( زنجان ) روى پيشانى حجامت مىكنند ( سپهرفر و ديگران : 240 ) .
سرگيجه :
در لرستان براى درمان سرگيجه حجامت مىكردند ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 256 ) .
فشارخون :
در لرستان براى درمان آن حجامت مىكردند ( همانجا ) .
رگدرمانى
در رگدرمانى دو شيوه به شرح زير وجود دارد :