تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠

آسم :

در تهران مريض بايد بول شتر بخورد ( شهرى : 5 / 424 ) همچنين بر كف دستش روغن ماليده جلو گربه بگيرد تا بليسد ( همان‌جا ) .

يبوست :

در گيلان پهن گاو را در تابه مىريزند و كمى زهره گاو در آن مىاندازند و بر روى آتش گرم مىكنند ، بيمار را طاقباز مىخوابانند و پهن گرم شده را روى شكمش مىريزند و با پارچه‌اى مىبندند ( پاينده : 257 ) .

يرقان :

در گيلان باقلاى مازندرانى را در شاش خيس مىكنند و به بيمار زردى گرفته مىدهند ( پاينده : 259 ) . در اردبيل انجير خشك را به ادرار پسربچه آغشته كرده به مريض مىدهند ( وجدانىفر و ديگران : 315 ) .

آبله :

در روستاى درام ( زنجان ) پهن خشك‌شده و كهنهء گاو را سوزانده و آن را بر بدن بيمار مىرسانند و از دادن غذاهاى آب‌دار به مريض خوددارى مىكنند . زيرا مانع خشك شدن آبله مىشود ( سپهرفر و ديگران : 239 ) .

كچلى :

در الموت عنبر نصارا را سوزانده با شير زن مخلوط كرده با پارچهء آب نديده به سر مىبندند ( حميدى و ديگران : 233 ) .

زگيل :

در روستاى شيخ خلف شوش بر اين باورند ، كه اگر مادر زگيل سوزانده شود همه از بين مىروند ، لذا براى سوزاندن آن پشكل گوسفند را روى آتش داغ مىكنند و روى زگيلى كه از همه بزرگ‌تر است مىگذارند ( تراب‌زاده و ديگران : 140 ) .

سياه‌زخم :

در روستاى تلخاب ( زنجان ) محل دانه را با مدفوع سگ و فضلهء مرغ مىبندند . كه اين عمل موجب چرك كردن موضع شده و چرك خارج مىشود ، سپس گياه بات‌بات را جوشانده با مقدارى آرد ، خمير درست مىكنند و بر موضع درد مىمالند . در روستاى درام ( زنجان ) طحال خوك را بر روى زخم قرار مىدهند تا خوب شود ( سپهرفر و ديگران : 240 ) .

تب كهنه :

در بوشهر كه بيشتر كودكان مبتلا مىشوند ، براى درمان آن ادرار گوسفند مادهء سياه‌رنگ را به كودك مىخورانند ( افشار سيستانى 1369 : 168 ) .

اگزما :

در خراسان عنبر نصارا را دود مىكنند و كاسهء سفالينى وارونه بالاى آن نگاه مىدارند ، همين كه جدار داخلى كاسه زرد شد ، با پنبهء زردى آن را جمع مىكنند و به صورت بچه مىمالند ( شكورزاده : 233 ) .

خنش رحم « 1 » :

اگر زن آبستن رحمش خنش مىكرد ، مهرهء خر را مىسابيد و به رحمش مىماليد
هامش
( 1 ) .xenes ?