در ميانه پشكل گوسفند را سوزانده ، خاكستر نيمگرم آن را در كيسهء پارچهاى مىريزند و مانند بالش زير گوش بيمار مىگذارند ( فلسفى و ديگران : 215 ) .
وجود شىء يا حشره در گوش :
در خراسان اگر هزارپا در گوش كسى برود ، قدرى هواچوبه ساييده در ادرار گاو مىريزند و مىجوشانند و چند قطره از آن را در گوش مىچكانند ( شكورزاده : 276 ) .
در ميبد زن شيرده شير در گوش مريض مىدوشد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در سيستان شير زنى كه با پسرعموى خود ازدواج كرده در گوش مىريختند ( جانب اللهى ، 242 : 1381 ) .
گلودرد :
در زنجان خاكشير را با ادرار كودك بيمار مخلوط كرده به صورت ضماد بر گردن مىمالند ( سپهرفر و ديگران : 244 ) .
زخم پستان :
اگر نوك پستان مادرى بر اثر شير دادن به نوزاد ترك بردارد و زخم شود قدرى عنبر نصارا در آتش مىريزند و يك كاسهء مسى روى آن مىگيرند تا دود عنبر نصارا داخل كاسه را زرد كند بعد اندكى وازلين بىبو به جدار داخلى كاسه مىمالند و با كمك پنبه و وازلين مادهء زردرنگ جدار كاسه را جمع مىكنند و روى زخم نوك پستان مىمالند ، اگر زخم به دهان بچه سرايت كرد ، به همين نحو درمان مىكنند ( شكورزاده : 254 ) .
جراحت :
در الموت اگر بريدگى عميق باشد ، روى آن ادرار مىكنند ( حميدى و ديگران : 231 ) .
خوندماغ :
كردها بو كشيدن سرگين تازهء الاغ يا سرگينى كه اندكى سركه روى آن ريختهاند را مفيد مىدانند ( صفىزاده : 26 ) .
خنازير :
در هزاوه روى گردن مريض فضولات انسان يا حيوان مىگذارند ( ضيغمى : 172 ) .
خناق :
در الموت مدفوع سگ را در آب ريخته و مريض با آن غرغره مىكند ( حميدى و ديگران : 230 ) .
در هزاوه ماموس يا ماموز الاغ را كه هنگام زايمان با جفتش همراه است خشك مىكنند و پودر آن را به گلو و سينهء مريض مىمالند ( ضيغمى : 167 ) .
دلدرد :
در كوهمره مقدارى مدفوع سگ به بيمار مىدهند ( موسوى ، 37 ) .
سردرد :
در كوهمره مقدارى مدفوع تازه گاو روى سر بيمار مىگذارند ( همانجا ) .
در اردكان براى رفع سردرد بچه پشكل بز را مىسابند و زير سر او مىگذارند ( طباطبايى : 686 ) .
در دشتستان سرگين الاغ را دود داده آب روى آن مىريزند و براى رفع سردرد مىخورند ( منصورىزاده و شمس الدينى : 198 ) .
درد سينه :
در تهران اگر درد زياد و مزمن شده باشد دمكرده پشكل ماچه الاغ مىخورند و ضماد سرگين خشك سگ مىاندازند ( شهرى : 5 / 421 ) .