فصل ششم درمانهاى غير گياهى
1 . درمان با منشأ انسانى
چشمدرد :
در تهران و در لرستان شير زنى را كه دختر زاييده در چشم بيمار مىريزند ( شهرى ، 1368 : 5 / 421 ، اسديان خرمآبادى و ديگران : 264 ) .
در اصفهان بچهء سيدى را به روضهء حضرت عباس مىبردند و اشك چشم او را به چشم كودكى كه چشمدرد داشت ، مىماليدند ( انوارى : 21 ) .
گلمژه :
در اصفهان بخار مدفوع و ادرار كه گوگرد دارد را براى درمان آن مفيد مىدانستند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
سينهدرد :
در شيراز هرگاه كودكى سينهدرد بگيرد كهنهء آلودهاش را روى سينهاش مىمالند و بچه را قنداق مىكنند ( همايونى ، 1353 : 40 ) .
زنبورگزيدگى :
در خراسان تف غليظى روى سنگ مىاندازند و با پاشنه يك لنگه كفش كهنه تف را روى سنگ مىسايند ، سپس پاشنهء كفش آلوده را بر موضع نيشزدگى مىمالند ( شكورزاده : 256 ) .
رتيل :
در اردكان ترياك را در شير زنى كه دختر زاييده مىگذارند تا حل شود سپس بر موضع مىمالند ( طباطبايى : 689 ) .
سوختگى :
در خراسان اگر سوختگى از آتش باشد ، ولى فقط به پوست صدمه رسانده باشد ، قدرى آب بينى روى محل سوختگى مىمالند و اگر سوختگى سطحى باشد با پر مرغ مقدارى شير زن بر آن مىمالند ( شكورزاده : 259 ) .
ورم :
در خراسان براى درمان غر شدن يا ورم پوست سر يا جمجمه مقدارى ادرار روى آتش مىجوشانند ، بعد يك سفيده تخممرغ مىزنند ، با اندكى زمه ( زاج سفيد ) در پياله مىاندازند ، سفيده