چشم حسود » . يا مىخوانند :
« گويم و نگويم ، شناسم و نشناسم ، هركه گف ما مزنه ، هركه گفت ما مكنه ، بتركه چش شنبه زاييده ، يكشنبه زاييده ، دوشنبه زاييده ، سهشنبه زاييده ، چهارشنبه زاييده ، پنجشنبه زاييده » ( جمعه را نمىگويند چون روز تولد فاطمه زهراست ) ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در ايرانشهر مقدارى اسفند را با تعويذى كه ملا مىدهد ، مىسوزانند ، و روى پيشانى نوزاد مىكشند ( جانب اللهى ، 1381 : 261 ) .
در ميرجاوه مهرهء مشكى رنگى كه خالهاى سفيد دارد ، به نام چم ترك « 1 » به كلاه پسر يا دختر مىدوزند . تعويذى نيز دارد ( همان : 249 ) .
در طالبآباد از همان روزهاى اول به قنداق بچه مهرههاى رنگارنگ چندى به نام نظرقربانى آويزان مىكنند تا طفل از چشمزخم افراد و نظر خوردن مصون باشد و علت رنگارنگ بودن مهرهها را در اين مىدانند كه افراد به هر رنگ و داراى هر لباسى كه باشند ، نظرشان در كودك مؤثر نيفتد ، تعداد مهرهها بايد هفت عدد باشد و هريك با رنگ خاصى و با نامهاى زير :
1 . مهرهء فهمه : كه مهمترين مهرههاست و براى پيشگيرى از حمله به طفل همراه او مىكنند ، اهميت اين مهره به قدرى است ، كه هنگام ولادت قسمتى از اين مهره را سابيده به بچه مىمالند .
2 . مهرهء آل : كه براى پيشگيرى از آلزدگى مادر و اينكه شب ششم ولادت حالش به هم نخورد ، همراه كودك مىكنند .
3 . مهرهء زردى : براى پرهيز از ابتلا به زردى است .
4 . مهرهء خفه : براى جلوگيرى از خفه شدن بچه است .
5 . مهرهء پيچ : براى پيچ نخوردن بچه است .
6 . مهرهء آب حيات : براى زنده ماندن طفل است .
7 . مهرهء نيلى : براى معمولى بودن رنگ طفل است .
علاوه بر اينها آهنربا و الماس و طلا نيز بايد همراه زائو يا بچهاش باشد ( صفىنژاد : 429 - 430 )
در مشكينشهر وقتى بچهاى به دنيا آمد تا چهل روز مواظبند كه غريبهاى سر زده وارد خانهء زائو نشود و موقع آمدن مهمان ، اول بچه را از اتاق بيرون مىبرند تا زخمچشم نبيند . اگر بچه را بيرون نبرند و مريض بشود ، تنها علاجش اين است كه او را از زير قنداق تفنگ رد بكنند ( ساعدى 1354 : 133 ) .
هامش
( 1 ) .c ? amtarak