فشار مىداد كه بتواند پستان گرفته و دهانش براى غذا خوردن جا باز كند ، خاك تربتش جهت تبرك بود ( شهرى : 5 / 666 ) .
گاه به جاى تربت انگشت بر انگشترى پنج تن مىزدند و سق نوزاد برمىداشتند ( كتيرايى : 50 ) .
مراقبتهاى ويژه از زائو
تا وقتى زائو به حمام نرفته است ، ماما هر روز دوبار به خانهء زائو مىآيد و نوزاد را تر و خشك مىكند و تعليمات لازم را براى مراقبت از نوزاد به زائو و كسانش مىدهد ، روز سوم به دستور وى هشت مثقال روغن كرچك و چهار مثقال روغن بادام شيرين به زائو مىدهند تا بخورد و هرگونه ثقل يا سنگينى كه در معده و رودههايش باشد پاك شود ، زائو در تمام مدتى كه در حال استراحت است نبايد ماست و سيب و آجيل بخورد و خصوصا از خوردن تخمه بايد بپرهيزد زيرا خوردن ماست او را دچار خونريزى مىكند و خوردن سيب نيز وى را به مرض سيبك « 1 » مبتلا مىسازد .
تخمه يا آجيل هم اگر بخورد ، به بيمارى پيشگوزك گرفتار مىشود ، يعنى باد معده به جاى خروج از مخرج از مهبل او خارج مىشود يا خون قاعدگى او متعفن مىشود ( شكورزاده : 137 - 136 ) .
رژيم غذايى زائو
دخترزا :
در ميبد اگر دخترزا باشد ، مرغ كه تا تخم نيامده و گوشت آن گرم است مىپزند و به زائو مىدهند . ولى اگر زائو سردى داشت ، ترحلوا با آرد برنج و شكر و روغن گوسفند مىپزند و قبل از حمام به زائو مىدهند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
پسرزا :
در ميبد اگر نوزاد پسر بود بايد خنكى بخورد لذا گوشت خروس به او مىدهند و اگر زائو گرمى داشت ، ترحلوا با آرد گندم و روغن گاو مىپزند و به او مىدهند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .
در تهران اولين غذا بعد از زايمان برنج خيس كرده و ماش پختهء و عدس پختهء آماده در خانه بود كه اگر نوزاد پسر بود ، ماشپلو و اگر دختر بود ، عدسپلو به او مىدادند ( شهرى : 5 / 667 ) .
در اصفهان
1 . خوراندن اغذيهاى كه گرمى زياد داشته باشد مانند گداخته ( اغذيهاى كه در مخلوط آرد تفتيده ، مغز بادام ، گردو ، پسته و نبات و شيرينى و ادويه گرم و زعفران و روغن حيوانى تهيه مىشود ) طبع زائو را عوض مىكند .
2 . بعد از زايمان براى برگرداندن طبع زائويى كه دختر زاييده باشد مخلوطى از نخود الوند بهمن پيچدهن باز و بسته ( شبيه هستهء آلبالوى تركيده يا نتركيده ) نارگيل و خرما خرك و تخم
هامش
( 1 ) . نوعى بيمارى كه از پيش آمدن مثانه و رحم و نمايان شدن قسمتى از رحم در دهانهء خارجى مهبل ايجاد مىشود .