و پيرزنان به درمان بيماريها مىپرداختند . در بيت زير شاعر اشاره به ( حمّى الرّبع ) يعنى تبى كه چهار روز يكبار به سراغ بيمار مىآيد كرده است :
و إلف هموم لا تزال تعوده * عيادا كحمّى الرّبع أو هى أثقل
( همراه اندوههايى گشتم كه پيوسته به من بازمىگردد كه همچون تب ربع يا سنگينتر از آن است . )
ولى شواهدى در دست نيست كه پزشكى سنّتى عرب باديه اثرى در پزشكى و داروشناسى ايرانى گذاشته باشد .
مسلمانان به صورتهاى گوناگون به معرّفى مفردات دارويى پرداختهاند از جمله :
1 . فصلى از كتابهاى بزرگ و دايرة المعارفى خود را اختصاص به معرّفى ادويهء مفرده دادهاند ، مانند آن فصلى كه در كتابهاى كامل الصّناعة الطبّية از على بن عبّاس اهوازى و الحاوى از رازى و قانون از ابن سينا ، بدين منظور نگاشته شده است .
2 . كتابهايى كه با عنوان ادويهء مفرده تأليف كردهاند ؛ مانند الجامع المفردات الادويه از ابن بيطار و نيز جامع أسماء النبات از شريف ادريسى .
3 . كتابهايى كه علاوه بر ذكر نامها تصوير گياهان دارويى را فراهم آوردهاند ؛ مانند ترجمهء كتاب الحشائش از ديو سقوريدس و مفردات الادويه از غافقى .
4 . كتابهايى كه در آن نام گياهان دارويى به لهجههاى مختلف آمده است همچون كتاب الصّيدنه از ابو ريحان بيرونى .
5 . كتابهايى كه نام گياهان دارويى به زبانهاى مختلف آمده است ؛ مانند كتابى كه در دست مسيحيان بوده و به شاق شماهى خوانده مىشده و آن را چهار نام مىگفتهاند كه نام داروها به زبانهاى رومى و سريانى و عربى و فارسى در آن وجود داشته است و نيز كتاب تقويم الادوية المفردة و الاغذية از حبيش بن ابراهيم تفليسى كه در آن نام گياهان و داروها به زبانهاى عربى و فارسى و سريانى و رومى و يونانى ديده مىشود .
6 . كتابهايى كه به عنوان مفرد ( - تك نامه ، مونوگراف ) دربارهء گياهان دارويى نوشته شده همچون كتاب النّبات از ابو حنيفهء دينورى .