الصّليف ، ج الصّلف ( البلغة / 29 )
يك قطرهء منى ، آب كه بچه از آن آيد ، آب پشت : نطفة ( مقدمة / 198 )
يك كنارهء روى : الصفحة ( ملخّص / 51 )
يكى [ از دندانهاى نيشتر ] : النّاب ( المرقاة / 10 )
يكى از آن [ چهار دندان بعد از ثنايا ] : الرّباعيّة ( المرقاة / 10 )
يكى از آن [ دندانهاى پيشين ] : الثّنيّة ( المرقاة / 10 )
يكى از آن [ دندانهاى خنده ] : الضّاحكة ( المرقاة / 10 )
يكى از آن [ دوازده دندان خاييدن ] : الرّحى ( المرقاة / 10 )
يكى از چهار دندان پيشين : الرّباعية ( قانون / ج 3 / 1806 )
يكى از سگ دندان : الازمة ( قانون / ج 3 / 1498 )
يكى از شانزده دندان كه از لب پديد آيد ، هشت زير و هشت زبر : العارضة ( تاج / 382 )
يكى از چهار دندان پسين كه از دندانهاى پيشين بود : رباعيّة ( مقدمة / 183 )
يكى از چهار دندان پيشين ، دندان پيشين : ثنيّة ( مقدمة / 183 )
يكى از چهار دندان كه از پس دندانهاى خنده بود ، يكى از دوازده دندان كه از پس دندانهاى خنده بود ، دندان خاينده ، دندان نرمكنندهء خورشتها :
طاحنة ( مقدمة / 183 )
يكى از چهار دندان كه از پس دندانهاى خنده بود ، يكى از دوازده دندان كه از پس دندانهاى خنده بود ، دندان خاينده ، دندان نرمكنندهء خورشتها :
رحا ( مقدمة / 183 )
يكى از چهار دندان كه از پس نيشتر بود ، دندان كه درخشنده پديد آيد ، دندان خنده : ضاحكة ( مقدمة / 183 )
يك چشم : ابخق و اعور ( السّامى / 122 )
يك چشم تنگتر از ديگر : احوص ( السّامى / 122 )
يك سوى پيشانى : الجبين ( السّامى / 88 )
يك سوى سر : القرن و الفود ( السّامى / 242 )
يكى [ انگشت ] : السلامى ( السّامى / 37 )
يكى [ خايه ] : البيضة ( السّامى / 136 )
اصطلاحات پزشكى در فرهنگ نامه هاى كهن عربى پارسى ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: وجيهه پناهى
ص٣٨٠