تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤
است بخوريد و از گام‌هاى شيطان پيروى نكنيد » و بدين ترتيب آفريدگان و مخلوقات خويش را در استفاده از نعمتهاى الهى خود تشويق و ترغيب نموده است . دقت نظر انسان در آنچه مىخورد لازم است آنچه مىخورد سالم باشد ظاهر و باطن آن آلوده نباشد حق كسى را نخورد بداند چه مىخورد و به اندازه كافى بخورد خداوند در آيه 172 سوره بقره مىفرمايد
« يا أَيُّهَا النَّاسُ كُلُوا مِمَّا فِي الْأَرْضِ حَلالًا طَيِّباً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ »
در اين آيه نيز دستور مىفرمايند از غذاهاى پاك و پاكيزه و حلال استفاده كنيد و شكر آنها را به جا آوريد " . و در خصوص حلال يا حرام آن امام صادق ( ع ) در روايتى مىفرمايند « هرآنچه به انسان نيرو بخشد خوردنش حلال است و هرچه در آن زيانى براى بدن انسان وجود داشته باشد خوردن آن حرام است جز در حال ضرورت ( بحار - 341 / 66 ) در دين اسلام هر نوع آشاميدنى كه باعث تغيير عقل شود كم و زياد آن حرام دانسته شده است حضرت رسول اكرم ( ص ) مىفرمايند : « كل شراب يتغير منه العقل كثيره و قليله حرام » « هر نوع آشاميدنى كه باعث تغيير عقل شود كم و زياد آن حرام است » ( مستدرك ج 3 ص 141 ) اما از خوردنيها كه آشاميدن آن در اسلام ممنوع اعلام شده است شراب است در قرآن كريم چنين مىخوانيم
« إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ فِي الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ عَنِ الصَّلاةِ فَهَلْ أَنْتُمْ مُنْتَهُونَ »
( مائده / 91 ) : « شيطان خصومت و دشمنى را به وسيله شراب و قمار در ميان شما قرار مىدهد و شما را از نماز و ياد خدا باز مىدارد » و باز خداوند مىفرمايد « شراب و قمار و بتها پليدند و از اعمال شيطانند از آن اجتناب كنيد » همچنين در آيه 219 سوره بقره خداوند مىفرمايد :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما »
" از شما درباره شراب و قمار مىپرسند بگوييد در اين دو گناه و زيان بزرگى وجود دارد و نفعهايى هم دارند اما گناه و زيان آنها بيشتر از نفعشان مىباشد " و حضرت رسول اكرم ( ص ) آن را ريشه جنايات و زشتيها معرفى مىنمايند " الخمر
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 504 | بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه