مىتوان گفت منظور از ماء ، همان آب معروف است . ولى در عين حال ماء در اصطلاح قرآن منحصر به همان ماده مركب از اكسيژن و هيدروژن نيست بلكه اصطلاحى است با گستره وسيع كه شامل نطفه هم مىشود .
« فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ مِمَّ خُلِقَ * خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ * يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ »
( طارق / 7 - 5 )
پس بايد انسان بنگرد كه از چه چيزى خلق شده است . انسان از آبى جهنده آفريده شد . آبى كه از ميان صلب و ترائب بيرون مىآيد
در اينجا مراد از « ماء دافق » همان منى مرد است كه به صورت جهنده از او خارج مىشود . بين صلب و ترائب منظور بين پشت و جلوى مرد ( منظور محل آلت تناسلى ) است كه با معناى ماء و افق هم هماهنگى دارد . نكتهاى كه در اينجا مطرح است اين است كه قرآن كريم در اوج فصاحت ، بلاغت و ادب بيانشده كه ادب آن در بيان مطالب جنسى كاملا روشن است و به جاى صراحت در بيان آلت تناسلى ، تعبير
« مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِ »
استفاده شده است .
مرحله سوم : آفرينش انسان از منى ( نطفه من منى )
« وَ أَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَ الْأُنْثى * مِنْ نُطْفَةٍ إِذا تُمْنى »
( نجم / 45 و 46 )
و هم اوست كه دو نوع مىآفريند : نر و ماده از نطفهاى چون فرو ريخته شود .
منى از نظر پزشكى به مايعى گفته مىشود كه از مردان در هنگام انزال خارج مىشود ، يعنى همان نطفهاى است كه در رحم زن ريخته مىشود و بعد از لقاح ، موجود زندهاى پديد مىآيد .
« أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً مِنْ مَنِيٍّ يُمْنى »
( قيامت / 37 )
مگر او قبلا نطفهاى از منى نبود كه ريخته شود ؟
مرحله چهارم : خلقت انسان از نطفه ( نطفه امشاج )
نطفه در لغت بهمعناى سيلان ضعيف چيزى است . پس به منى زن و مرد كه براى لقاح و تشكيل جنين خارج مىشود ، به جهت سيلان آنها ، نطفه گويند .