3 - بزرگانگارى و كوچكانگارى « 1 »
4 - شخصسازى « 2 »
5 - تفكر قطبى يا مبتنى بر اصل همه يا هيچ « 3 »
با پديده عرفان واضح است كه مىتوان در كليه حركتهاى فوق اثر گذاشته و نظام فكرى را به جهت مثبتتر ، كاملتر ، وسيعتر و در انتها انتزاعىتر سوق داد ( بينا ، 1371 ) يكى از چيزهايى كه در روانشناسى ثابت شده اين است كه حالتهاى عرفانى در روحيه كسانى كه بدان حالتها نايل مىشوند استحكام و نيرويى شگفت ايجاد مىكند . ( جيمز ، 1902 )
بحث و نتيجهگيرى :
انسان در سراسر زندگى در معرض تنشها ، ناكاميها و استرسها قرار دارد فرد با اعتقاد به كلنگرى و جامعيت دستورات الهى خصوصا رهنمودهاى اسلامى از جمله ، انجام وظايف بندگى خدا ، آموزشهاى هماهنگ با فطرت ، توكل ، ذكر ، تمرين و آموزش روشهاى خودسازى به خوبى مىتواند با پيامدهاى استرس مقابله كند . انسان هميشه با استرسهاى حاصل از تفاوت بين نيازها و ناتوانى خود در تأمين نيازها و موانع و محدوديتهاى موجود در محيط جهت رفع آنها ، مواجه است و انسان در هر لحظه بواسطه خواستهها و عدم امكان تأمين آنها در تنش بوده است ( اصفهانى ، 1374 ) .
مذهب بهعنوان يك فرهنگ و نظريه روانشناختى تاثيرات عمدهاى بر سلامت روان دارد انسان با اعتقاد به اصل توحيد ، و پذيرش وحدانيت در مخلوقات ، به يكپارچگى شخصيت دستيافته و از بسيارى مشكلات روحى در امان مىماند . انسان مؤمن با اعتقاد به خداوند بهعنوان ناظر ، حامى ، قادر و مالك مطلق ناملايمات را با اميد به فضل خداوند و رضا بودن به رضاى او تسليم در برابر امرش و انجام فرائض دينى تحمل نموده و اضطرابش كاهش مىيابد .
پيشنهادها :
هامش
( 1 ) .Magnification Minimization .( 2 ) .Dersonalization .( 3 ) .Pichotomous Thinking .