تاثير نماز بر سلامت روان :
انسان در نماز - البته درصورتىكه بهطور صحيح و شايسته برگزار شود - از همه اشتغالات و مشكلات دنيا رو برمىگرداند و به هيچچيز ، جز خدا و آيات قرآن كه در نماز بر زبان مىآورد ، فكر نمىكند . همين روىگردانى كامل از مشكلات زندگى و نينديشيدن به آنها در اثناى نماز ، باعث ايجاد حالتى از آرامسازى كامل و آرامش روان در انسان مىشود . اين حالت آرامش روانى ناشى از نماز ، از نظر درمانى تاثير بسزايى در كاهش شدت تنشهاى عصبى ناشى از فشار زندگى روزانه و پايين آوردن حالت اضطراب دارد . انسان معمولا در حالت تمدد اعصاب پس از نماز ، امور يا موارد اضطراب برانگيز را به ياد مىآورد . اقتران حالت تمدد اعصاب با موارد اضطرابانگيز يا به ياد آوردن آن ، در نهايت باعث ايجاد رابطههاى شرطى تازه ميان عوامل اضطرابانگيز و حالت تمدد اعصاب ناشى از نماز مىگردد و اين همان روشى است كه روان درمانگران رفتارگرا به نام « درمان از طريق آرامسازى » يا « درمان از طريق كاهش حساسيت انفعالى » براى درمان اضطراب به كار مىگيرند . ( نجاتى ، ترجمه عرب ، 1367 )
تاثير عرفان بر سلامت روان :
كنترل پديده رفتار مبتنى بر نوع تفكرى است كه بر انسان حاكم است ، هر چقدر ميزان اين بصيرت و معرفت وسيعتر ، انتزاعىتر و داراى ابعاد متنوع ترى باشد ، حصول اطلاعات در نظام فكرى وسيعتر خواهد بود و تفسيرهاى مبتنى بر اين الگوى تفكر كاملتر ، معقولانهتر و نجاتبخشتر است و همين محدودانديشى است كه رفتارها را خام و بسته و يكبعدى متجلى مىسازد كه متخصص آنها را بيمار روانى مىنامد . فردى كه جريانى از پردازش اطلاعات بيمارگونه از يك محرك خارجى را داراست مراتب زير در وى حاكميت دارد :
1 - استنباط اختيارى « 1 »
2 - تعميم بيش از حد « 2 »
هامش
( 1 ) .Arbitrary Inference .( 2 ) .Over generalization .