دياستوليك ، نبض ، تنفس و درجه حرارت ) دانشجويان قبل از مطالعه به هم نزديك و تفاوت چندانى باهم ندارند . آزمون
t
نيز در هيچيك از موارد تفاوت معنىدار نشان نداده است .
همچنين نتايج پژوهش احمدنژاد نشان داد كه ميانگين شاخصهاى فيزيولوژيكى ( فشار سيستوليك ، دياستوليك ، نبض ، تنفس و درجه حرارت ) دانشجويان قبل از مطالعه داراى تفاوت آمارى معنىدار نيست ( 15 ) . نتايج مطالعات فوق مشابه مىباشد . همچنين ميانگين شاخصهاى فيزيولوژيكى ( فشارسيستوليك ، دياستوليك ، تنفس و درجه حرارت ) دانشجويان شاهد بعد از مطالعه تفاوت باهم دارند و آزمون
t
نشان داد كه بين نبض و فشارخون در گروه آواى قرآن و بين نبض و فشارخون و تنفس در گروه آرامسازى پيشرونده عضلانى قبل و بعد از مطالعه تفاوت آمارى معنىدار وجود دارد
( p ‹ 05 )
. نتايج مطالعه بصامپور نشان داد كه فشارخون دياستول ، نبض و تنفس بيماران بعد از تمرينات تنآرامى كاهش يافت . هالووى در تحقيقى مشابه بر روى بيماران مبتلاء به بيماران مبتلا به نارسايى قلبى كلاس 3 نشان داد كه علايم حياتى بيماران بعد از روش تجسم و تلقين بطور قابل توجهى كاهش يافته است ( 18 ، 17 ) . همچنين نتايج پژوهش احمدنژاد نشان داد كه ميانگين شاخصهاى فيزيولوژيكى ( فشار سيستوليك ، دياستوليك ، نبض ، تنفس و درجه حرارت ) دانشجويان شاهد قبل و بعد از مطالعه داراى ارتباط آمارى معنىدار است و در گروه شاهد شاخصهاى فيزيولوژيكى افزايش پيدا كرده است . دليل اختلاف مىتواند به دليل جامعه و محيط پژوهش باشد . بطورى كه در مطالعه بصامپور و هالووى جامعه پژوهش بيماران قلبى بودند ( 15 ، 17 ، 18 ) . همچنين نتايج نشان داد كه ميانگين نمرات اضطراب قبل از مطالعه آواى قرآن و آموزش آرامسازى پيشرونده عضلانى داراى اختلاف آمارى معنىدار نمىباشند . ولى ميانگين نمرات اضطراب آشكار در دو گروه بعد از مطالعه به طور معنىدار داراى اختلاف آمارى مىباشند
( P ‹ 0 / 05 )
و اضطراب كاهش نشان داده است . در اين صورت مىتوان ادعا نمود كه گوش دادن به آواى قرآن و ذكر خدا و آموزش آرامسازى پيشرونده عضلانى هر دو باعث كاهش اضطراب آشكار دانشجويان شده است .
در مطالعهاى كه هروى كريموى و همكاران ،
Decro
و همكاران ،
courge
و