تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
اين تاثير مهم كه نماز در درمان اضطراب دارد ، همانند تاثير روش روان‌درمانى برخى از درمانگران رفتارگرايى معاصر در درمان اضطراب بيماران روانى است كه از طريق درمان از راه آرام‌سازى يا درمان از راه كاهش حساسيت انفعالى انجام مىگيرد . دعا نيز موجب كاهش شدت اضطراب مىشود . روشن است كه اضطراب از عجز انسان در برابر حل تضادهاى روانى وى ناشى مىشود و اصولا بخش بزرگى از نيروى روانى انسان براى حل تضادهاى روانى مصروف مىشود به همين دليل است كه بيماران روانى نمىتوانند به‌طور صحيح توانايى خود را بروز دهند چون تضادهاى روانى آنان نيروى شان را مصرف مىكند اما وقتى همين بيماران درمان شوند و نيروهاى روانى آنان آزاد مىگردد اظهار شادابى و نشاط مىكنند و نيروى كار و توليدشان افزايش مىيابد . به‌طور خلاصه مباحث مطرح‌شده به پيشگيريهاى اوليه و ثانويه اختصاص داده شد و در اينجا مشخص مىشود كه در قرآن نيز اصل بر پيشگيرى اوليه است و هر چقدر سرمايه گذارى روى پيشگيرى اوليه انجام گيرد به همان اندازه آرامش روانى - اجتماعى را بيشتر شاهد خواهيم بود .

نتيجه :

از مباحث فوق چنين نتيجه‌گيرى مىشود كه اولا محور بحثها در قرآن عمدتا ابعاد روان‌شناختى دارد كه مىخواهد افراد را به تفكر در رفتارهاى خود وادارد . ثانيا در مباحث قرآنى بيشتر بر افكار و نگرش انسان تاكيد شده است در واقع از منظر قرآن تحقق سلامت روان‌گر و در سلامت فكرى و نگرشى فرد مىباشد يعنى نوع نگرش فرد پيش‌بينىكننده سلامت روانى و جسمى فرد مىباشد و به همين دليل در قرآن توصيه شده است كه نسبت به اعمال و رفتار ديگران سوءظن نداشته باشيم و بر همين اساس يكى از راههاى ارتقاء سلامت روان اصلاح تفكرات و افكار غير منطقى و ناكارآمد مىباشد .