شناختى ، عارف بخش گوهرين وجود انسان را « دل » مىشمارد ، بر خلاف فيلسوف كه گوهر وجود انسان را عقل مىداند . همچنين عرفا به وجود مراتب طولى براى ساحت وجود و حقيقت آدمى قائلاند و ده مرتبه براى نفس برمىشمارند درحالىكه فلاسفه نفس را داراى سه قوه در عرض هم مىدانند .
اختلاف نگاه عارف و حكيم در غايات موجب شده كه توجه مكتب اخلاق فلسفى به فضيلت « حكمت » بيش از فضايل عفت ، شجاعت و عدالت باشد . و در مجموع عنايت نظام فلسفى به حوزه اخلاق فردى نسبت به اخلاق اجتماعى بيشتر شود ، عناوين اخلاق خانوادگى و اخلاق بندگى در بخش اخلاق كتب فلسفى كمتر به چشم مىخورد ، همچنانكه حجم عمدهاى از كتب سيروسلوك عرفانى به اخلاق بندگى و فردى اختصاص دارد و كمتر صحبت از اخلاق خانوادگى و اخلاق اجتماعى است .
اخلاق عرفانى بيش از اخلاق فلسفى مورد استقبال توده مردم قرار گرفته كه از جمله علل آن مىتوان به شيرينى و جذابيت سخن عارفان و استفاده عرفا از هنر و شعر و ادبيات در بيان مفاهيم خود اشاره كرد .
اين مقايسه درباره اخلاق نقلى و تلفيقى و نسبت آنها با رويكردهاى فلسفى و عرفانى از چنين ضرورتى برخوردار نيست زيرا اخلاق نقلى ، فاقد شاخصههاى يك مكتب اخلاقى و فاقد قابليت مطالعه تطبيقى است . در مورد اخلاق تلفيقى نيز مقايسه ، محملى ندارد . چراكه هويت تركيبى اين مكتب وامدار عناصر هريك از رويكردهاى فلسفى ، عرفانى و نقلى است .
اشاره به اين نكته نيز ضرورى است كه آثار اخلاقى موجود در هر چهار مكتب فلسفى ، عرفانى ، نقلى و تلفيقى داراى كاستىهاى عمومى زير نيز مىباشند :
1 - مبانى و روش تحقيق دانش اخلاق ، به مثابه يك علم دينى تبيين نشده و تمايز آن از اخلاق سكولار به خوبى روشن نيست . ( فقدان متدولوژى پژوهش در اخلاق دينى )
2 - تاريخ علم اخلاق و فلسفهء علم اخلاق در آنها به چشم نمىخورد .
3 - اخلاق و تربيت و در مواردى آداب ، به هم آميخته و مرزهاى روشنى ندارد .
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
ص١١٢